دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

245

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

بود . اين مأمور در ازاى محتسب ممالك ( ناظر بازارها و اخلاقيات قلمرو نفوذى خود ) مسئوليت داشت كه از سوى نائب درهر شهرى نصب مىشد . تصميمات نهايى در چارچوب اين اقتدار قرار داشت تا آنجا كه ريش‌سفيدان اصناف فقط نفوذ غيرمستقيم در ساختار قيمتگذارى داشتند . اعضاى اصناف ( كه بيشتر رؤساى آنها بودند ) در سه ماهه اول سال مالى در دفتر نقيب و يا كلانتر جمع مىشدند تا در مورد عوارض مربوط صحبت كنند « 1 » . در اين مورد از « جلسات صنفى » ديگر صحبت نشده است . شاردن به طور منظم گزارش مىدهد كه هرگز اين‌گونه جلسات برگزار نمىشد « 2 » . تشكيلات اصناف ، تشكيلات بسيار سستى بود ، ولى از اعضاى خود حمايت به عمل مىآوردند ( البته در صورت نياز ) ؛ امّا وسيله محكمى براى ارائه منافع اعضا نداشتند . با همه اينها نفوذ آنها در جامعه كم نبود . ما در اينجا توانستيم فقط در مفهوم محدود كلمه و براساس مفهوم اروپاى غربى از اين گروه خودگردان صحبت بكنيم . در شهرهاى بزرگ هر نوع تجارت قابل تصور موجود بود . دومان در سال 1660 م . حدود 35 صنف پيشه‌وران را در اصفهان فهرست‌بندى كرده است « 3 » . براينها بايد ساير خدمات تجارى - خواربارفروشيها ، نانواها ، طباخيها - و نيز افرادى چون رقاصان ، شعبده‌بازان ، سائلان ، دراويش و سادات را كه هر كدام متعلق به صنفى بودند ، افزود . اين تكاثر تجارت از ويژگيهاى خاص دوره صفوى نبود : يك گزارش سالانه حكومتى از نيمه دوم قرن هشتم / چهاردهم تعداد مشابهى از تشكيلات تجارى مالياتى را در تبريز فهرست‌بندى كرده است « 4 » . در شهرهاى متوسط و كوچك هم اغلب بعضى از تجارتهايى ويژه صورت مىگرفت . مثلا در يزد توليد منسوجات نفيس برقرار بود و كاشان به توليد سفالينه و بالاتر از همه قاليهايش شهرت داشت . تقريبا در ساير شهرهاى ايران هم نمونه‌هاى مشابهى ازاين نوع تجارت وجود داشت . آنانى كه به امر بازرگانى مشغول بودند ، تجارت خود را بيشتر در بازارهاى بزرگ شهرها متمركز مىكردند . بازار همچنين از دارايى ديوان و يا دربار به‌شمار مىرفت و در بعضى موارد هم بازار جزو موقوفات بود « 5 » . تجار مجبور بودند براى دكانهاى خود اجاره‌بها بپردازند و بعضى ازاين دكانها ، كارگاه نيز بود . از بازارهاى گاو و گوسفند شهرها ، بازارهاى برده‌فروشى ، انبارها ، كاروانسراها و پلها و حمامها نيز اجاره‌بها ستانده مىشد و اين اجاره‌بها از منابع مهم عوائد خزانه عامره ، خزانه شاهى و يا تشكيلات اوقاف به‌شمار مىرفت . ناحيه مركزى بازار شهرهاى بزرگ يعنى

--> ( 1 ) - مينورسكى ، تذكرة الملوك ، ص 81 . ( 2 ) - شاردن ، جلد 4 ، ص 93 . ( 3 ) - دومان ، صص 211 - 195 . ( 4 ) - هينتس ، رساله فلكيه ، صص 178 به بعد . ( 5 ) - پطروشفسكى ، در CHI ، جلد 5 ، صص 8 - 506 و كشاورزى ، جلد 2 ، ص 28 ؛ كمپفر ، ص 94 به بعد .