دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
235
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
مدعاست « 1 » . بعدها شمار املاك كاهش يافت . پساز اينكه صفويان وارد صحنه سياسى شدند ، بسيارى از املاك در جريان قدرتطلبيها مصادره و غصب شد . كاهش مضاعف املاك با ايجاد املاك خالصه در زمان شاه عباس اول و به احتمال بعداز آن صورت گرفت ؛ شاه مالكان را مجبور ساخت تا املاك خويش را به ثمنبخس به او بفروشند كه تقريبا نوعى مصادره بود « 2 » . يكى از اشكال مالكيت ارضى از بعضى لحاظ شبيه ملك بود : يعنى خالصه كه ريشه در ايام ايلخانى داشت . نكته گفتنى اينكه در قرن هشتم / چهاردهم مناطق باير و لم يزرع ( و اغلب بدون آب ) بخشى از اراضى دولتى و املاك سلطنتى را تشكيل مىدادند كه براى مدت محدودى مزاياى يك ملك ( عشر ، قابل فروش بودن و غيره ) را داشتند ؛ دراين شرايط ، شخصى كه به آبيارى و كشت اين اراضى مىپرداخت آن را در مالكيت خود مىگرفت . يك چنين فردى تانى ( جمع آن تنّا - مقيم ) ناميده مىشد « 3 » . اين موازين ويرانيهايى را كه فتوحات مغول به بار آورده بود از ميان مىبرد و يك كار عملى بود . در زمان تيموريان هم اراضى خالصه با اين مفهوم وجود داشت . ولى بعدها اين اصطلاح به نوع خاصى از اراضى سلطنتى اطلاق شد ( به مطالب زير نگاه كنيد ) . شايد در اين نوع اراضى بتوان نشانههايى از سرنوشت آتى اين نهاد را مشاهده كرد . در اينجا ضرورتى ندارد اصول بنيادى و اساسى موقوفات ( وقف ، جمع آن اوقاف ) ارائه شود . فقط نظر خوانندگان را به چند نكته مهم جلب مىكنيم . هركسى كه صاحب املاك منقول و غيرمنقول بود مىتوانست تحت شرايطى آن را براى ابواب الخير و يا اهداف مذهبى وقف كند . از گيرندگان مناسب اوقاف مىتوان از اماكنى نظير مساجد ، امامزادهها ، خانقاهها ، ابواب الخير نظير مدارس ، كاروانسراها ، پلها و چاهها و نيز گروههايى از افراد مثل خانواده واقف و اهلبيت او نام برد . در مورد اخير ، عبارت معمولى اصطلاح وقف اهلى بود . حتى افراد متوفى نيز مىتوانستند از گيرندگان وقف باشند : شاه عباس اول در سال 1015 / 7 - 1606 املاك خصوص خود را وقف « چهارده معصوم » ( حضرت محمد ( ص ) ، حضرت فاطمه ( س ) و دوازده امام ) كرد . در اين مورد بحث جداگانهاى خواهيم داشت . در ايران حتى براى نهادهاى مسيحى ( عموما ارمنى ) ، بخصوص در اواخر صفويه اوقافى وجود داشت « 4 » . دراينجا بيشتر به املاك اوقافى مىپردازيم .
--> ( 1 ) - پطروشفسكى ، كشاورزى ، جلد 2 ، ص 79 به نقل از مناقب شيخ صفى الدين اردبيلى . ( 2 ) - فلسفى ، زندگانى ، جلد 3 ، ص 270 به بعد ؛ در مورد زوال املاك اربابى ( يعنى ملك ) نگاه كنيد به دومان ، ص 226 ؛ در مورد مصادره رجوع كنيد به كمپفر ، ص 95 . ( 3 ) - پطروشفسكى ، كشاورزى ، جلد 2 ، ص 25 و در CHI ، جلد 5 ، ص 526 . ترتيب املاك خالصه در نواحى مختلف مملكت فرق مىكرد . ( 4 ) - نگاه كنيد به پاپازيان ، Presidskie Dokumenty ، جلد 1 ، شماره 2 ، 4 ( هردو قبل از صفوى ) و اسناد شماره 10 ، 11 ، 12 ، 15 ، 19 ؛ جلد 2 ، اسناد شماره 4 ، 14 ، 25 ، 26 ، 38 . در لبنان نيز مسيحيان اوقاف داشتند .