دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

230

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

احتمالى ، فرامين پيشين را تنفيذ مىكردند . صدور فرامين معافيت مالياتى و ثبت آنها از وظايف ديوان ممالك و يا ديوان خاصه بود . معمولا اين رويه در هردو مورد منجر به اجراى فرمان از سوى سلطان مىشد . تيول « 1 » نهادى بود كه از بعضى لحاظ به سيورغال شباهت داشت . اين اصطلاح در اين ايام پس از مغولان بجاى اقطاع نشست و رويه‌هاى گوناگونى كه تا اوايل قرن هشتم / چهاردهم در چارچوب اقطاع متحول شد ، به طور كلى در تيول باقى ماند . از اين رو تيول در واقع بعدها مترادف با اقطاع بود و مورخان صفوى اقطاع را به‌گونهء شق كهن تيول به كار مىبردند « 2 » . در قرن نهم / پانزدهم ، در روزگارى كه اعضاى اشرافيت نظامى سيورغالهاى وسيع به دست مىآوردند ، تيول براى پرداخت حقوق مأموران به كار مىرفت و لذا تيول افسران عاليرتبه از بعضى لحاظ شبيه سيورغالهاى متوسط رجال بلندپايه مذهبى بود . براى آسانى كار بهتر است جلوه‌هاى مختلف تيول دوره صفوى را در اينجا ارائه دهيم . ويژگيهاى زير شامل حال انواع تيول بود : ( 1 ) تيول اصلا مدت‌دار بود و لذا موروثى نبود ؛ كمتر اتفاق مىافتاد كه تيول حالت موروثى پيدا مىكرد . ( 2 ) تيول پيوسته در ازاى ارائه بعضى خدمات ، چه انجام يك كار و يا تعهد براى تعليم و تعالى سپاه و يا واحدهاى نظامى ، واگذار مىشد : بنابراين نشاندهندهء روش معمولى پرداخت حقوق در ازاى اين نوع كارها بود . ( 3 ) از جنبه‌هاى بنيادى تيول واگذارى ماليات محصول يك منطقه خاص و يا پاره‌اى ازاين محصول بود . اين ويژگيها عناصر اساسى صورى بود كه از مشخصه‌هاى اقطاع دوره‌هاى پيشين نيز به حساب مىآمد . در اين مورد مىبايد به واژه « صورى » بيشتر تأكيد شود : نمودهاى اقتصادى ، اجتماعى و سياسى اشكال مختلف تيول به هيچ‌وجه منحصر به اين سه عنصر نبود ، بلكه وابستگى نسبى به گسترهء منطقه‌اى و مالى تيول مورد بحث و نيز حقوق مضاعفى داشت كه به تيولدار واگذار مىشد و يا وى مدعى آن بود . تيولهاى بزرگ دوره صفوى شامل « فيف‌هاى » مأموران عاليرتبه و يا « فيف‌هاى » نظامى بود . چنان‌كه پيشتر ذكر شد در روزگار صفويان به اعضاى اشرافيت نظامى مناطق وسيعى را به‌گونهء تيول ، نه به صورت سيورغال ، واگذار مىكردند . اين امر در مورد حكام ، اشراف قزلباش كه مقامات رسمى را صاحب مىشدند و ساير رجال نظامى كه از آنان انتظار تعليم و تعالى

--> ( 1 ) - TMEN ، جلد 2 ، ص 667 به بعد ( يادداشت 1014 ) . ( 2 ) - لمبتن ، مالك و زارع ، صص 102 ، 109 به بعد ؛ مينورسكى ، تذكرة الملوك ، صص 28 به بعد ؛ كمپفر ، ص 96 .