دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

216

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

بودند و لذا دو كردوكار اجتماعى با يكديگر تركيب يافته بود . شكار و ماهيگيرى معمولا از اهميت اقتصادى محدودى برخوردار بود . شكار براى اعيان و اغنياء ورزش به حساب مىآمد ؛ به غيرازاين ، شكار يكى از مشخصه‌هاى حيات صحرانشينى بود . در ميان جمعيت اسكان‌يافته ، شكار وسيع و ماهيگيرى فقط در نواحى ساحلى درياى مازندران صورت مىگرفت يعنى جايى كه شكار و ماهى فراوان بود ؛ در آبهاى خليج فارس هم ماهيگيرى انجام مىشد . بهره‌گيرى از ماهى بنا به دلايل روشنى منحصر به نواحى مذكور بود . به طور كلى مصرف ماهى و شكار ( بخصوص غزال ، بز كوهى ، و پرندگان شكارى ) در ميان ساكنان شهرى داخل فلات ايران رواج نداشت و بجز در دربار و در بين خانواده‌هاى ثروتمند كه اين مسائل را نوعى تفريح به حساب مىآوردند . شاه عباس اول از شكار لذت خاصى مىبرد و از آنها براى پذيرايى از ميهمانان و ملازمان شكارگاه خود استفاده مىكرد « 1 » . سرانجام بايد چند نكته هم راجع به منابع معدنى صحبت بكنيم . دست كم در قرن هفدهم ، سلطان حقوق سلطنتى را بر معادن ، توليد نمك و صيد مرواريد اعمال كرد . درآمد حاصله از اينها منبع كارآمدى براى عايدات خزانه عامره بود . در ميان محصولات باارزش معدنى ، فيروزه معادن معروف نيشاپور از مرغوبيت خاصى برخوردار بود . شاه بهره‌گيرى از اين معادن را گاه‌به‌گاه لغو مىكرد . در خراسان و نيز كرمان مقدار زيادى مس حاصل مىشد ، ولى معادن طلا و نقره ايران در قرن يازدهم / هفدهم چنان به تحليل رفته بود كه ديگر امكان بازدهى نداشتند . همچنين سرب در يزد و كرمان توليد مىشد و استخراج آهن در خراسان . سرانجام در ايران گوگرد ، جيوه و آنتيموان هم به عمل مىآمد « 2 » . معادن غنى نمك ايران نيازهاى داخلى را بر طرف مىكرد ؛ در ناحيه خليج فارس نيز نمكگيرى وسيعى در كار بود و نمك از طريق تبخير به دست مىآمد . سياحان بخصوص در هرمز از يك چنين اعمالى براى نمكگيرى صحبت كرده‌اند « 3 » . در اينجا بايد از معادن نفت و ذخائر آن در منطقه باكو و خوزستان ( شوشتر ) صحبت بكنيم . اغلب اوقات بهره‌بردارى از چاههاى نفت در اختيار اربابان محلى قرار داشت ؛ البته اين چاهها از چاههاى فورانى بودند « 4 » . در اينجا بايد از خطراتى نيز صحبت بكنيم كه بخش اعظم جمعيت ايران را در هر سن و سال تهديد مىكرد يعنى مصائب و بلاياى طبيعى از هر نوع . جدىترين و شديدترين بلايا بار نيامدن

--> ( 1 ) - فلسفى ، زندگانى . . . ، جلد 4 ، ص 25 . ( 2 ) - كمپفر ، ص 94 . ( 3 ) - همان . L auvrage de seyfi Celebi , historien ottoman du Xvle Siecle ، ترجمه و چاپ ماتوتس ( پاريس ، 1968 م . ) ، صص 3 - 142 . ( 4 ) - كمپفر ، ص 94 . پطروشفسكى ، « K istorii institu ta Soyurgala » ، صص 242 به بعد .