دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

210

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

شاخص توليد ارضى در دوره مورد بحثمان مىپردازيم . با اينكه ايلغار مغول لطمات شديدى به كشاورزى ايران وارد ساخته بود و تأثيرات آن تا قرون متمادى محسوس بود ، ولى سؤالى كه مطرح مىشود اين است كه اين سرزمين چگونه توانست تا پايان دوره صفوى به درجه‌اى از آبادانى و فراوانى دست يابد كه كشاورزى ايران از قرن چهارم / دهم تا قرن ششم / دوازدهم بدان دست يافته بود ؛ گو اينكه در اين ميان استثناهاى منطقه‌اى هم وجود داشت . دلايل اين بهبود و ترميم بالاتر از همه در تباهى امور آبيارى ( كه بعضى از آنها عمر چندين سده‌اى داشتند ) و جنگل‌زدايى و كاهش جمعيت مملكت نهفته بود كه جنگل‌زدايى و كاهش جمعيت از نتايج بلافصل تهاجم مغول به شمار مىرفت . تباهيهاى ديگرى هم از يورشهاى تيمور برخاست . با وجود اين ، در حوالى اواسط سده نهم / پانزدهم و بالاتر از همه در سده يازدهم / هفدهم مقاطعى از بهبود و ترميم اقتصادى چهره نمود . روستا پايه و ركن توليد زراعى بود . مالكان ، زمينداران و يا مستأجران بر روستاها نظارت و سلطه داشتند ؛ هنگامى كه خود حاكم از مالكان محسوب مىشد يعنى از مالكان اراضى خالصه ، و يا زمانى كه به نحوى از انحاء نظارت ديوانى داشت ، مأموران مالى را به عنوان نماينده خود بر سر روستاييان مىفرستاد . بعدا به اين مسأله بيشتر خواهيم پرداخت . همه روستاييان در جامعه روستايى خود از حقوق مساوى برخوردار بودند ؛ هر كدام از آنان در چارچوب روستاى خود ، حق بهره‌گيرى از حصه‌اى زمين ، خانه و كاشانه و استفاده از مراتع عمومى و امور آبيارى روستا را داشتند . حصه زمين معمولا براساس واحد جفت ( جفت گاو ) محاسبه مىشد ؛ يك جفت زمين زمينى بود كه بتوان در آن با يك جفت گاو كشاورزى كرد و قاعده بر اين بود كه هر روستايى داراى يك جفت زمين باشد . در اين شرايط عموم بر آن بودند تا همه جفتهاى يك روستا ، در حد ممكن از نظر ميزان محصول حاصله در يك رديف و مساوى باشند . در بعضى موارد به منظور نيل به يك چنين دستاوردى در بين روستاييان ، جفتها از يك دوره چند ساله بار ديگر افراز مىشد . يكى ديگر از روشهاى معمول و ممكن دستيابى به سهم مساوى بين روستاييان افراز ميزان ثابت آب بود ؛ دراين مورد يكى از مأموران موظف روستا به نام ميراب مأمور مىشد تا حصه و سهم هر روستايى را به ميزان نياز او از امور آبيارى مشخص و معين سازد . خود روستايى ، مستأجر مالك خود به حساب مىآمد . در همه موارد ، زمين زير كشت و نيز ابزار و وسايل كار ، چهارپا براى شخم ، آب و جريان امور آبيارى كه ساخت و اصلاح آن هزينه زيادى برمىداشت از آن مالك بود . البته نيروى كار را روستاييان تأمين مىكردند .