دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

187

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

بخصوص در مقطع نهايى سلطنت او آشكار شد كه از سال 875 / 1471 تا 882 / 1478 به درازا انجاميد . قانوننامه حسن پادشاه كه نوعى قانون اساسى بود و امروزه قسمت اعظم محتواى آن بر ما مشخص است ، به اين دوره تعلق دارد « 1 » . اين دفترچه دربرگيرنده مسائلى است پيرامون امور مالى بخشهاى متفاوتى از امپراتورى تركمانان كه به احتمال فراوان از ايام كهن در آنجا رواج داشته و بيشتر با اين هدف تنظيم و گردآورى شده كه با عدم اخذ مالياتهاى افزوده بر ماليات موجود و ورود مالياتهاى جديد و نان پاره‌ها از اجحاف بر مردم جلوگيرى كند . در ارزيابى اهميت رواج قوانين قابل اجرا و مؤثر مالى اوزون حسن فقط كافى است آن استثمار غيرانسانى مردم و ظلم و وحشت از جنگى را به ياد بياوريم كه بيش از يكصد و پنجاه سال ادامه داشت و از ويژگيهاى مسلط اين منطقه بود . اين قوانين نه فقط در رفاه مردم عامل تعيين‌كننده‌اى بود ، بلكه از شرايط ضرورى حيات اقتصادى سالم نيز به حساب مىآمد ؛ و در واقع « قانوننامه اوزون حسن » - همان طورى كه عنوان آن بود - ساليان بعد در مناطق امپراتورى تركمانان به وسيله عثمانيان و نيز در ايران به كار مىرفت . نويسندگان شرقى آن روزگار با تأييد و موافقت تمام از آن ياد كرده‌اند . بدين ترتيب مبتكر آن كه تأثير پايايى بر حكومت و ماليات گذاشت ؛ در كنار مصلحان ديگر خاور نزديك - سياستمدار بزرگ مغول غازان خان - پايگاه محترمانه و والايى كسب كرد . هنگامى كه اوزون حسن در اول شوال 882 / 5 ژانويه 1478 در سن 53 سالگى آخرين نفسهايش را كشيد ، پشت سر خود امپراتورى تركمانى بجا گذاشت كه بسيار وسيعتر از امپراتورىاى بود كه جهانشاه قراقويونلو در يازده سال پيش از خود به يادگار گذاشته بود . اين امپراتورى از شعب عليائى فرات تا كوير نمك بزرگ و ايالت كرمان در جنوب ايران و از ماوراى قفقاز تا بين‌النهرين و خليج‌فارس كشيده شده بود . اوزون حسن تداركى براى جانشينى نديد ؛ با وجود اين چنين مىفرمايد كه اين امپراتورى بر خلاف شمارى ديگر از دولتهاى ترك بنياد ، آن مايه ثبات داخلى داشته كه مؤسس آن را زنده نگهدارد . با اينكه پسر او خليل سلطان كه به جاى وى به سلطنت رسيد ، فقط چند ماه بر سر قدرت بود ، ولى برادر جوان او يعقوب توانست پس از براندازى برادرش ، امپراتورى را به مدت دوازده سال در آرامش نسبى نگهدارد . بخت با او يار بود كه در اين زمان جانشين محمد فاتح در استانبول - بايزيد دوم ( 918 - 886 / 1512 - 1481 ) - جنگجوى كارآمدى نبود و نيز از سوى همسايگانى چون حسين بايقرا ( 911 - 873 / 1506 - 1469 ) حاكم تيمورى هرات و سلطان مصر قائدباى ( 901 - 872 / 96 - 1468 ) تهديدى عليه او صورت نگرفت .

--> ( 1 ) - هينتس ، « Das Steuerwesen Dstanatoliens » ؛ بركان ، « Osmanli derrinde » .