دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

148

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

گذشته‌گرايى تأكيد بيشترى گشت . چنين عناصر منفى نوعى ميراث تحميلى حتى براى صاحبان ذوق و الا بود . در نتيجه وحشتى كه در زمانه برقرار شده بود و تسكين اين وحشت از طريق ارشاد طرق مذهبى ، افزايش چشمگيرى در شعر عرفانى چهره نمود . از نمونه‌هاى برجسته اين دسته از عارفان مىتوان از شاه نعمت الله ولى ( متوفى 834 / 1431 ) نويسنده چندين اثر عربى و فارسى با گرايش‌ها و تمايلات وحدت وجودى و نيز عارف شاعر شاه قاسم انوار ( متوفى 737 / 4 - 1433 ) نام برد . قاسم انوار در آذربايجان متولد شد و مدتى را در هرات گذراند . او متهم به دست داشتن در دسيسه سوء قصد به جان شاهرخ شد كه از سوى حروفيه سامان يافته بود ؛ امّا سرانجام به الغ بيك در سمرقند پناهنده شد . ليكن او علاوه بر اشعار جهتدار مذهبى ، داراى غزليات غنايى و حماسه‌هاى رمانتيك و قهرمانى است . شعر غنايى اين زمان كاملا نشاندهنده بافتهايى از عناصر عرفانى و شبه‌عرفانى است كه به كرات در شعر حافظ نمود پيدا كرده است . اين مسأله درباره نوشته‌ها و اشعار كمال الدين بينائى ( قتل در 918 / 1512 ) نيز صادق است . در حماسه رمانتيك ، كاتبى نيشاپورى ( متولد بين سالهاى 1434 و 1436 م . ) از شهرت زيادى برخوردار شد و حال آنكه عبد الله هاتفى ( متوفى 927 / 1520 ) برادرزاده جامى ، به سبب تيمورنامه‌اش كه حماسه قهرمانى در ستايش از تيمور است ، شايان ذكر است . با اينكه اين چند تن از شخصيتهاى عمده شعر فارسى اين دوره هستند ، ولى واقعيت اين است كه دراين قرن يك شخصيت برجسته ديگر يعنى مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى ( متولد 817 / 1414 ، متوفى 898 / 1492 ) نيز در صحنه ظاهر شد كه نه فقط شاعر و عارفى توانا ، بلكه پژوهشگرى چيره‌دست در آموزه‌هاى گوناگون و نيز شخصيتى توانمند بود . واقعيت اين است كه به‌رغم باورهاى وحدت وجودى آثارش ، تربيت‌اش تحت نظر سعد الدين محمد كاشغرى مريد و پيرو بهاء الدين نقشبندى مؤسس طريقت نقشبنديه ، باعث شد كه در سرتاسر عمر خود به تصوف از نوع اهل سنت پايبند باشد . او يكى از دوستان عليشير نوايى و خواجه احرار بود و روابط نزديكى با دربار هرات داشت . جامى شمارى از آثار خود را به سلطان حسين بايقرا و سلطان يعقوب آق قويونلو شاه تبريز پيشكش كرد . با اين همه هيچ وقت در مديحه‌سراييهاى قراردادى زمانه‌اش غرق نشد . حتى به دعوت دربار عثمانى هم ل بيك نگفت ؛ گو اينكه از مسافرت چندان بدش نمىآمد ، چنان كه سفرهاى زيارتى به مشهد و مكه انجام داد و بر سر راه خود چندى را در بغداد ، دمشق و تبريز گذراند . جامى در عالم تحقيق و پژوهش ، مسائل مربوط به الهيات ، عروض و صرف و نحو عربى را تجربه كرد . او در شعر خود كه قلمرو وسيعى را دربرمىگيرد ، انواع سنتى شعر را