دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
149
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
آزمود و بازگويى كرد . از خود سه ديوان بجا گذاشت و در هفت مثنوى بلند خود تحت عنوان عمومى هفت اورنگ ، بار ديگر مضامين اصلى شعر فارسى را تجربه كرد . آثار او در مقام بيان پختهاى از تفكر ايرانى ، در مرحله و رتبه والايى قرار دارد و در اروپا ترجمههاى گوناگونى از آنها انجام گرفته است . در دورهء بين ثبات نسبى اوضاع ظاهرى قلمرو تيموريان و بخصوص در زمانهاى طولانى سلطنت شاهرخ ، ابو سعيد و حسين بايقرا از يك سوى ، و اوضاع ناامن و فشارهاى روانى و ظلم و ستمى كه در مراحل خاص و در نواحى مختلف براى مردم دشتها و شهرهاى ايالات پيش مىآمد از سوى ديگر ، تناقض بارز و آشكارى به چشم مىخورد . امّا اين تناقض را عدم تعادل چشمگير بين اوضاع عمومى اجتماعى و اقتصادى و درخشندگى بعضى از شهرهاى بزرگتر ، بخصوص شهرهاى سلطنتى نظير سمرقند ، شيراز و هرات ، تلطيف و معتدل ساخته است . الگو و معيار بزرگ تيموريان خود تيمور بود كه بيشترين تلاشهاى خود را براى شكوه و عظمت سمرقند به كار گرفت ؛ چنان كه مادر شهر درخشان جهان اسلام به شمار مىرفت . مىدانيم كه او استاد بنايان ، هنرمندان ، هنرورزان ، پيشهوران و دانشمندان را از شهرهاى مفتوحه انتخاب و براى اين منظور راهى سمرقند كرد تا از مهارت آنان براى پيشبرد زيبايى و شهرت پايتختش بهره بگيرد . در جانشينان او نيز يك چنين عادتى ديده مىشد ؛ گو اينكه حد و حدود آن به پاى تيمور نمىرسيد . به هر حال ما نام بعضى از هنرمندان و شاعران و دانشمندان را مىشناسيم كه بنا به هوس فاتح قلمرو عملياتى خود را در شهرهاى مختلف به هنگام فتح آنها رها كرده و وارد اقامتگاه شاهزاده مذكور شدهاند . البته نمىتوان گفت كه اين كار هميشه با اعمال فشار به آنان صورت مىگرفته است ؛ چون پشتيبانى شمارى از شاهزادگان ، جذابيت خاصى براى آنانى كه در حوزه فكرى و فرهنگى كار مىكردهاند ، داشته است . بارزترين نكته در بيان همه اين مسائل را مىتوان در بناهاى امپراتورى تيمورى پيدا كرد كه شمارى از آنها باقى ماندهاند ؛ و توصيف شمارى ديگر نيز به وسيله نويسندگان آن ايام كه برخى از آنان سياحان اروپايى بودند ، ارائه شده است . اين بناها شاهدى ارزنده بر شكوفايى معمارى اسلامى در دوره ياد شده است و عنوان زيبندهء « رنسانس تيمورى » براى اين دوره - كه در ميان اروپاييان پذيرش عامه يافته است - بسيار برازنده است . يكى از ويژگيهاى بارز آنها وابستگىشان به سنن معمارى موجود بخصوص ( البته نه انحصارى ) سنن معمارى ايرانى است ؛ ويژگى ديگر آنها التقاطيگرى چشمگير آنهاست . محقّقان هردو ويژگى را نشانهاى از همكارى تنگاتنگ هنرمندان حرفهاى بويژه هنرمندان مركز و جنوب ايران مىدانند كه در بالا از آن ياد شد ؛ و بدرستى همين