دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

145

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

( بيشتر براى ايجاد وحشت در ميان مردم ) و در اجراى حكم هم هيچ نوع توجهى به طبقات مختلف مردم صورت نگرفت ، شدت عمل شاهرخ به گونه‌اى آشكار گشت كه با توجه به پيشينهء رفتار احترام آميز و نيز سلوكش با سادات و علماى اسلامى تا اندازه‌اى عجيب مىنمود . او در واقع ضربه شديدى به تشيع وارد ساخت كه به سرعت در فارس و جايهاى ديگر گسترش يافته بود ؛ و البته برگشتن از آن نيز بسيار مشكل بود . اين عمل وى دقيقا در جهت گرايشهاى مذهبى او و سهم و نقشش در برگرداندن مذهب اهل سنت و پشتيبانى از فقيهان سنى مذهب بود . با اينكه طبقه‌بندى افراد و نيز نگره‌هاى مذهبى آنان در فرقه‌هاى طريقت - سنى و يا شيعه - مشكل است و در بعضى مواقع نامقدور ، ولى اين بدان معنى نيست كه تمام اين اختلافها و تمايزها آشفته و درهم بوده است . فقه سنى مانند سابق در زمان تيموريان برقرار بود . اين فقه در واقع با عضد الدين ايجى ( متوفى 756 / 1355 ) به نقطه اوج خود رسيد و او آموزه‌هاى خود را در قالب جديدى در مواقف خويش و با يك سبك جدلى ارائه داد . از اينها گذشته ، عقايد وى در ميان فقيهان قرن نهم / پانزدهم گسترش يافت . ليكن فقيهان از مدتها پيش از اين خلاقيت خود را از دست داده و در قالبهاى صرفا مدرسه‌اى متحجّر شده بودند . نوشته‌هاى فقهى اين دوره جز چند استثنا ( از جمله سلوك الملوك فضل اللّه روزبهان خنجى كه با سنت سير الملوك نوشته شده است ) چيزى براى عرضه ندارد جز اينكه تفسيرها و يا ما فوق تفسيرهايى هستند با حجم و حد گمراه‌كننده ؛ و يا كتابهاى دستى و حاشيه‌پردازيهايى هستند كه براى خواننده امروزى جز با استفاده از فرهنگ اختصارات قابل درك و استفاده نيستند . خلاصه نماينده اهل سنت اين دوره از هر لحاظ ، قابل مقايسه با نمايندگان رو به افزون شيعه و يا نهضتهاى بدعت‌آميز نيستند . سرانجام در قلمرو وسيع امپراتورى تيمورى ، ضربه قاطع و نهايى را يكى از اين نهضتها يعنى نهضت صفويه وارد ساخت كه با بهره‌گيرى از توان و قدرت نظامى كه از طريق پشتيبانى پيروان متعصب خود كسب كرده بود ، توانست باورهاى مذهبى شيعى خود را در برابر اهل سنت به كرسى بنشاند . باوجوداين صفويان در رويارويى با دشمنان خونخوار تيموريان يعنى ازبكان كه اكنون ديگر از پشتيبانان مذهب سنى در جهان شرق اسلام بودند ، ناكام ماندند . امّا نتايج اين وقايع پس از سقوط دولتهاى تيمورى در آسياى ميانه و غربى كاملا محسوس و آشكار شد . در خصوص حيات فكرى دوره تيموريان شواهد فراوانى در دست است كه برجسته‌ترين آنها اثر دولتشاه سمرقندى است . با اينكه بهترين مورخان اين دوره به پاى مورخان برجسته تاريخنگارى مغولى نمىرسند ، ولى آنان آثار با ارزش و ارجمندى از خود به يادگار گذاشته‌اند . از