دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

142

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

عالى هم نمىتوانستند از ماليات تمغا بگذرند ؛ چون مستقيمترين مالياتها به حساب مىآمد . حتى شاهرخ باتقوا نيز وقتى درصدد اعلام زكات بجاى ماليات تجارت برآمد ( البته با نوعى تغيير ساده در اصطلاح زكات ) تا تجار را از ستم بىقانونى ماليات تمغارهايى بخشد ، پا را فراتر از قلمرو قانونى نگذاشت . در اينجا آنچه راجع به بهبود نظم عمومى و ترميم خسارتهاى ويرانگرى تيمور و بازسازى شهرها مىتوان گفت اين است كه اين اقدامات به هيچ‌وجه شامل حال آسياى مركزى و غربى زمان تيموريان نمىشد كه آرامش و فراوانى نعمت در همه جاى آن حاكم بود . سلطنتهاى طولانى شاهرخ ، ابو سعيد و حسين بايقرا در مقايسه با دوره متقدم تيموريان و دوره‌هاى ميانى ، نوعى ثبات كلى در امور برقرار كرد . با وجود اين ، با توجه به قيامهاى پياپى ، تهاجمات تركمانان در غرب و ازبكان و مغولان در شرق ، كشمكشهاى بىپايان جانشينى و موازين مداوم نظامى ، حركت سپاهيان ، مصادره‌ها و انتقامها و . . . صحبت كردن از آرامش و فراوانى نعمت عقلانى و منطقى به نظر نمىرسد ؛ گو اينكه پيوستگى همه اين چيزها منحصر به نواحى محدود بود . صدمات مردم در مناطق روستايى و شهرها مداوم بود و تأثيرات درازمدتى درپى داشت . گزارشهايى از ايالت كرمان در نيمه اول قرن نهم / پانزدهم بيانگر ناامنى و آشوبى است كه زندگى روزمره مردم را فرو پوشانده بود « 1 » . در اينجا حتى شهرى همچون بم كه بنا به توصيف جغرافيدانان عرب از شكوفاترين شهرها محسوب مىشده و در آن صنعت نساجى فعاليت چشمگيرى داشته است ، به صورت روستايى درآمده كه فقط چهار يا پنج هزار نفر را در خود جاى داده بود . در خراسان نيز در تراكم جمعيت ، در مقايسه با دوره مغولان ، زوالى را مىتوان مشاهده كرد و اين زوال و انحطاط در تحولاتى كه در الگوى منطقه‌اى رخ داده ، قابل پيگيرى است « 2 » . واحدهاى همبسته مناطق تيمورى بزرگتر از ايام مغولان بود ؛ و علت ترك و دليل واگذارى واحدهاى كهن تشكيلاتى و ديوانى را مىتوان آشكارا در كاهش بسيار زياد شمار جمعيت پيگيرى كرد . مثلا قهستان كه يك زمانى بزرگترين ولايت وابسته به هرات بود ، در اين زمان ديگر يك واحد تشكيلاتى محسوب نمىشد ، بلكه فقط از نظر جغرافيايى مطرح بود .

--> ( 1 ) - اوبن ، « Deux Sayyids » و « Fragments historiques concernant Bam » . در مورد اوضاع هرات نگاه كنيد به : بولديرف « OcherKi iz zhizni » ، كه متأسفانه نتوانستيم بدان دست بيابيم . ( 2 ) - اوبن ، « Un Santon quhistani » .