دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
141
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
كشاورزى در نتيجه ويرانى و يا عدم مراقبت و توجه به تباهى كشيده شده بود ، با مساعى حكمرانان بىدرنگ بهبود يافته و مرتب گرديد . معروف است كه شمارى از حكمرانان ازجمله شاهرخ ، الغ بيك و ابو سعيد توجه خاصى به سيستمهاى آبيارى داشتند و نيز متّصف به بازسازى مؤسسات معروف بودند . صاحبان فيف و سيورغالداران نيز به توسعه مناطقى كه ماليات و عوارض آنها تحت نظارتشان بود ، علاقه نشان مىدادند . شواهد روشنى از موازين ويژهاى وجود دارد كه براى تشويق كشاورزى نواحى مختلف ، چه در ماوراءالنهر و خراسان و چه مثلا در مجاورت اصفهان به كار مىرفته است . بعضى از مناطق به معيارهاى قبل از مغولان دست يافتند و يا از آن پيشى گرفتند . امّا مناطقى هم وجود داشتند كه تباهيهاى مغولان در آنها هرگز ترميم نشد و بهبود نيز نيافت . مراقبت از كشاورزى و رسيدگى بدان از ويژگيهاى مشخص حكومت تيموريان است . با وجود اين افزايش دلبخواهى عوارض تحميلى و تقلب در نظام مالياتى ، گاهى باعث فقر و بدبختى در بين جمعيت دهقان و كشاورز مىشد و گاهى هم ظلم به جايى مىرسيد كه موجب طغيان مىگرديد « 1 » . حيات بازرگانى در زمان تيموريان چنان فعال بود كه فراتر از حد عالى رفته و در مرزها هيچ وقت متوقف نمىشد . شهر تبريز در نتيجه موقعيت مرزى آن ، در تجارت شرق - غرب توانست همان نقش و سهم ايام مغولان را حفظ كند . حتى روابط تجارى با بيزانس ، عثمانى و مماليك مصر ، دراين زمان الزاما متكى به راههاى ديگر بود . راههاى تجارى به شرق و شمال ( به چين و آلتين اردو ) از طريق سمرقند و تا حدودى از راه هرات صورت مىگرفت و از اينها گذشته يك مسير مهم ديگر ، راه تجارى از طريق كابل و از راه هند بود . سيستم ارتاق ، نهاد تجارى قابل ملاحظهاى را پيش رو مىنهاد . مقاطعهكاران بازرگان به وسيله اين نهاد براى سفارشات پيشنهاد شده و در اصل به نفع حاميان مالىشان كه يكى از آنان خود حاكم بود ، سرمايهگذارى به شيوهء وامدهى راه مىانداختند . در زمينه كاركرد سيستم و نظام مالياتى ، سنن مغولى بىهيچ اشتباهى حفظ شد : مردمى كه در بخش كشاورزى كار مىكردند ، ملزم به پرداخت ماليات جنسى شدند و بر تجارت و پيشهوران شهرها هم ماليات تمغا وضع گشت و تا حدودى هم عوارض محلى و راهدارى بسته شد . گاهى نيز شنيده مىشد كه اين نوع مالياتها بخشيده شده و يا كاهش مىيافت كه دليل آن هم يا آسيبهاى طبيعى و بيماريهاى واگير و خشكسالى بوده و يا اينكه دلايل مذهبى داشته است ؛ چون يكى از عارفان و يا از فقيهان موفق مىشده تا حاكم را به راه شريعت بياورد ، و البته احكام شرعى هم مخالف يك چنين منابع مالياتى بوده است . امّا اين نوع معافيتها هميشگى نبوده است ؛ حاكمانى با آرمانهاى بسيار
--> ( 1 ) - آرونوا ، « K istorii narodnykh vystuplenii » .