دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

133

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

بىدرنگ برگشت . سى سال بعد نيز خبرهايى از ورود ازبكان به هرات و جنگ فرزندان حسين بايقرا شنيد . مظفر حسين پس از اين مصيبت چندان زنده نماند ؛ برادر او اول به دربار شاه اسماعيل و سپس به استانبول پناه برد و در سال 923 / 1517 در آنجا درگذشت . اعتبار سلطان حسين بايقرا در تاريخ در اين است كه وى در خلال حكومت سى و هفت ساله‌اش در هرات به امپراتورى تيموريان به‌رغم هرچيزى ، صلح و آرامش نسبى بخشيد ؛ گو اينكه قلمرو اين امپراتورى به شدت محدود شده بود . بابر در خاطرات‌اش دوره سلطنت او را دوره شگفت‌انگيزى مىداند كه افراد بلندآوازه‌اى در خراسان زندگى مىكردند . او را جنگاورى توانا توصيف مىكند كه در شباب جوانى بدان متصف بود و او نه فقط جنگاور سواره‌اى بود كه در ميدان جنگ بىهيچ ترسى به جنگ تن‌به‌تن مىپرداخت ، بلكه از افراد بافرهنگى نيز بود كه به حيات فكرى و هنرى روزگار خود عاشقانه عشق مىورزيد و از حاميان سرشناس هنرها به شمار مىرفت . با تخلص حسينى شعر تركى و فارسى مىسرود . امّا بايد اشاره كرد كه ديوان تركى موجود او دربردارنده اشعار نسبتا سستى است . او همچنين رساله‌اى از خود باقى گذاشت كه انديشه‌ها و آرمانهايش را روشن مىسازد . به نظر مىرسد كه سلطان حسين بايقرا چندان پايبندى مذهبى نداشته است . گفته‌اند كه به درد مفاصل و رماتيسم مبتلا بوده و همين درد وى را از انجام فريضه نماز باز مىداشته است ؛ امّا اين مسأله و بهانه‌هاى ديگر نمىتواند توجيهى براى عدم روزه‌گيرى و سرپيچىاش از اصول دين باشد . كارهايى نظير ميگسارى ، كبوتر بازى ، نبرد قوچها و جنگ خروسان براى او از جذابيت خاصى برخوردار بود . نبود فراست سياسى و خونسردى او در حل و فصل مشكل ازبكان را ( كه در ميان عوامل عمده ديگر از مهمترين علل سقوط امپراتورى تيمورى بود ) بايد از علائم كبر سن و سالخوردگى او دانست . چون او را داراى ذهن وقادى توصيف كرده‌اند كه نه فقط در حاضرجوابى بلكه در اوايل زندگىاش هم در تصميم‌گيرى بجا و حساب‌شده به كمكش مىآمد . 7 - اوايل زندگى بابر فتح خراسان به دست ازبكان الزاما بيانگر سرآمدن حكومت تيموريان در آسياى مركزى و غربى نبود ؛ چون ظهير الدين بابر تازه حكومت خود را در كابل آغاز مىكرد . در واقع عقيده بازگرداندن حكومت تيموريان در اين مناطق در وى زنده بود و چند سال بعد در زمان سقوط محمد شيبانى اين فرصت طلايى را به دست آورد . با اينكه هجوم به هند در سال 910 / 1505 جهت جديدى از بلندپروازيهاى او را نشان داد ، ولى حركت به سوى هرات كه بنا به درخواست حسين