دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

119

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

الهيات و ادبيات كه اهميت آنها از حيث زمان و نيز ( براساس اختلاف زبانها ) از نظر مكان بسيار محدود مىتوانست باشد ، پيش‌رو مىنهاد . در ميان پژوهشگرانى كه الغ بيك را در سازندگى پژوهشهاى علمى كمك مىكردند و يا همراه وى بودند مىتوان از شمارى منجم و رياضىدان برجسته نظير صلاح‌الدين موسى بن قاضىزاده رومى ، غياث‌الدين جمشيد بن مسعود كاشى ، علاءالدين بن محمد قوشچى و معين‌الدين كاشانى را نام برد « 1 » . رصدخانه الغ بيك كه در تاريخ 823 / 1420 برپا شد ، شهرت زيادى داشت ( بقاياى آن در سال 1908 م . از زير خاك بيرون كشيده شد ) ؛ با اين همه دوره بهره‌بردارى از آن پس از مرگ مؤسس‌اش خاتمه يافت . نوشته‌هاى الغ بيك درباره هيأت و نجوم شهرت پايايى براى او به ارمغان آورد . جداول نجومى او كه معمولا با عنوان زيج الغ بيك و يا زيج جديد سلطانى شهرت دارد ، اوج پيشرفت در اين علم است كه پس از مرگ او در جهان اسلام رو به خاموشى رفت . سبك باشكوه فرهنگى الغ بيك در سمرقند و نيز در دربار هرات ، حتى در زمان حيات پدرش ، بىپيرو نماند . باوجوداين الگوى او در اين حوزه پدرش شاهرخ نبود ، بلكه جد او تيمور بود . انتخاب لقب سلطنتى كه پيشتر ذكر شد ، معلوم مىدارد كه الگو و نقش او ، الگوى شخصيت يك شاهزاده مسلمان نبود ، بلكه الگوى يك شاهزاده مغولى بود ؛ براى او احكام ياسا در درجه اول اهميت بود تا شريعت اسلامى . از اين رو خوشيها و لذتهاى دنيوى او قابل دمسازى و انطباق با شريعت اسلامى نبود . در سمرقند مجالس ميگسارى همراه باساز و آواز برقرار بود . ثروتمندان ساير شهرها هم داراى نوازندگان و خنياگرانى از مرد و زن بودند كه از سمرقند آمده بودند . الغ بيك به سبب رغبت و تمايل به چنين لذايذ و لهو و لعب با بعضى از محافل مذهبى - البته نه نمايندگان فقه رسمى كه روى حمايت آنان بسيار حساب مىكرد - درگيرى پيدا كرد ؛ امّا هواداران اسلام عامه نظير آن چيزى كه در شيوه زندگى صوفيان و دراويش جلوه يافته بود ، معمولا از پيروان طريقت نقشبنديه بودند . بنابراين وضعيت اينجا درست مخالف با وضعيت سرزمينهاى اسلامى واقع در غرب بود كه در آنجا فقيهان ، رهبران و متوليان شريعت اسلامى محسوب مىشدند ، و حال آنكه صوفيان و درويشان طرفدار باورها و اعتقادات آزادمنشانه‌اى بودند كه در آن واجبات اسلامى به سادگى در درجه دوم اهميت قرار مىگرفت . الغ بيك شاهزاده بافرهنگى بود با علائق فكرى شديد ؛ ليكن وى مرد عمل نبود و از جربزهء سياسى و نظامى هم بهره‌اى نداشت . از اين رو پس از شكستى كه در بهار سال 830 / 1427 در نبرد

--> ( 1 ) - دراين زمينه به فصول مربوط به علوم محض مراجعه شود .