دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
116
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
گشت ، مدعى حكومت گرديد . او خزانه جد خود را بين سپاهيانش تقسيم كرد و مشهد را به تصرف خود درآورد . الغ بيك كه خود را يگانه جانشين بر حق پدرش مىدانست ، سپاهيان خويش را گردآورى كرد و تا سيحون پيش رفت . باوجود اين خود را در تنگنا يافت ؛ چون ميرزا ابوبكر ، حاكم ختلان ، ارنگ و سالى سراى پشتسر او از رودخانه گذشتند و منطقه بلخ ، شبورغان و قندوز را تا بدخشان به تصرف خود درآوردند و برادر او محمد قاسم را كه پس از مرگ پدرشان محمد جوكى ، بلخ به دو واگذار شده بود ، از آنجا راندند . در آغاز كشمكش بر سر قدرت كه پس از مرگ شاهرخ در بين بازماندگان او درگرفت ، وضعيت به گونهاى بود - كه شرح آن در سطور پيشين گفته شد - و مدت دو سال از سلطنت الغ بيك را دربرگرفت و همه اينها را بارتولد در يكى از بررسيهاى كهن خود راجع به الغ بيك توصيف و تشريح كرده است . وضعيت جنگ در كشمكش هركدام عليه ديگرى ، بالا و پايين مىشد ، ولى نه فقط پيروزى قاطعى نصيب هيچكس نمىشد ، بلكه حتى جناحبنديهاى روشنى هم صورت نمىگرفت . گروههاى مختلف درگير به بعضى از پيمانها ، يكجانشينيهاى مرزى و ساير ترتيبات راضى مىشدند و در برخى مواقع آرامش موقت در بين چالشگران برقرار مىگرديد . اين توافقها مدت زمان زيادى به درازا نمىانجاميد و پيمانشكنى هريك از طرفين باعث شعلهور شدن دگرباره آتش جنگ مىشد . از اين رو شاهزادگان مختلف اسير مىگشتند و بعد از اسيرى يا آزاديشان تضمين مىشد و يا به قتل مىرسيدند . الغ بيك به درجه بسيار بالايى از موفقيت نائل شد . مثلا او تلاش كرد تا نقشههاى شاهزاده ابوبكر بن محمد جوكى را خنثى و بىاثر سازد و در بهار سال 852 / 1448 بر برادرزاده خود علاء الدوله در جنگ ترناب پيروز شده و مشهد را متصرف گردد و در ضمن فرزندش عبد اللطيف هم قلعه هرات را تسخير سازد . حال آنكه مهارت و چيرهدستى سياسى و نظامى او آنقدر قوى نبود كه بتواند بر مشكلات اوضاع كاملا مسلط گردد . البته اشغال هرات براى او اهميت داشت ، گو اينكه از نظر استراتژيك و از حيث روانى و نيز در مقام پايتخت سابق فقط قدمى به پيش بود ؛ چون الغ بيك سر آن نداشت كه در آنجا ماندگار شود ، بلكه تصميم گرفته بود سمرقند را پايتخت تيموريان كند . عمليات نظامىاى كه از هرات به راه انداخت ، تحكيم قدرت او را در پى نداشت و حتى با خرابيهايى كه در حومه و اطراف و اكناف به بار آورد ، نتايج فلاكتبارى براى مردم خراسان دربر داشت . در اين دوره در ماوراء النهر نيز داستان مصيبتبار مشابهى رخ داد . نابسامانيهاى مداومى كه در اين منطقه وجود داشت از ديد همسايگان تيموريان يعنى به ويژه تركمانان در غرب و ازبكان در شرق پنهان نماند . نخستين حركت از سوى ابو الخير ، خان ازبك صورت گرفت كه