دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

108

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

جانشينان تيمور پس از اين دوره بيشتر در امپراتورى مغولى كه ظهير الدين بابر در هند برپا داشته بود ، به حكومت پرداختند . با اين همه آن دولت تأثير بلافصلى در تحول و توسعه ايران نداشت - يا دست كم نتايج عمده‌اى به جا نگذاشت . اهميت دوره تيموريان در تاريخ ايران بيشتر در تحولات فكرى ، مذهبى و فرهنگى نهفته است كه در اين روزگار شكل گرفت . اين مسائل در اواخر قرن نهم / پانزدهم و اوايل قرن دهم . شانزدهم ، تحولات و تغييرات بنيادى در پاره‌اى از جهان اسلام و به ويژه سرزمين ايران ايجاد كرد . 1 - كشمكش‌هاى اوليه بر سر جانشينى از فرزندان تيمور ، جهانگير در سال 777 / 1375 و عمر شيخ در سال 796 / 1394 فوت كردند . سومين فرزند او ميرانشاه در حادثه‌اى دچار مرض دماغى شد و چهارمين فرزند او يعنى شاهرخ كه در سال 799 / 1377 چشم به جهان گشوده بود و به حجب و صلح‌طلبى و تقواى فردى شهرت داشت ، به ظاهر فاقد قابليت لازم براى حكومت بود . از اينجا بود كه تيمور نوهء خود پير محمد بن جهانگير را كه سى و يك ساله بود و در آن زمان حكومت قندهار يعنى « تخت سلطان محمود غزنوى » را بر عهده داشت جانشين خويش سازد . او كه از منسوبان خود حمايتى نديد و نتوانست تاج و تخت را صاحب شود در سال 809 / 1407 به دست وزير خود به قتل رسيد . نكته روشن و صريحى كه در اينجا مطرح بود ، اين بود كه امپراتورى عظيم تيمور كه بر اثر فتوحات سى ساله ايجاد شده بود ، كاملا به اقتدار شخصى مؤسس آن اتكا داشت . فرزندان و نوادگان او كه حكومت سرزمينها و ايالات را در اختيار داشتند و در واقع به گونه حكام وابسته حكومت مىكردند ، به اجبار از اقتدار او تمشيت مىنمودند . باوجود اين با مرگ تيمور اين اقتدار خاتمه يافت و شاهزادگان وصاياى او را براى جانشينى فراموش كردند . هركدام از آنان اگر در موقعيتى بودند كه مىتوانستند نام خود را در خطبه بخوانند و بر روى سكه‌هاى قلمرو خود حك نمايند ، مدعى حكومت مستقلى مىشدند . بدين ترتيب آن الگوى حكومتى كه تيمور براى امپراتورى خود دست و پا كرده بود ، در اندك زمانى رو به سستى و فتور گذاشت . البته اين امر بيشتر از اين مفهوم پذيرفته شده در بين اقوام ترك‌نژاد ناشى مىشد كه دولت و حكومت نه فقط از آن يك حاكم ، بلكه از آن كل اعضاى خانواده حاكمه است و لذا منطقه تحت سلطه هريك از اين اعضاى خانواده ،