دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

102

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

بىاهميتى در اختيار آنان قرار مىگرفتند . با اين روش ، واحدها مىتوانستند بدون هيچ‌گونه نيازى براى مشورت با حاكم مسئول محلى ، مستقلانه در منطقه بخصوصى باقى بمانند . با اينكه در اينجا بيشتر ايران در نظر ماست ، ولى ضرورى است كه بعضى از ويژگيهاى نظام و سيستم نظامى چغتائى هم كه تيمور پيروزيها و فتوحاتش را مرهون آنان بود ، مورد توجه قرار گيرد . هسته مركزى نيروهاى مسلح تيمور ، واحدهاى چغتائى بودند . كمى پس از حمله به ايران سپاهيان ايرانى نيز بدانها پيوستند ؛ مثلا سپاهيان كمكى خراسان تحت فرماندهى سربداران كه قابليت خود را به ثبوت رساندند و به همين دليل تيمور توجه و اعتناى ويژه‌اى نسبت به آنان مبذول مىداشت . نيروهاى نظامى تيمور از نظر فشردگى سازمانبندى و شدت انضباط بيشتر شبيه سپاهيان چنگيز خان بودند تا سپاه اسلامى دولت ديگر اين دوره . البته هدف تيمور بىترديد اين نبوده است ، امّا تصور اينكه تميور نيروهاى خود را از روى الگوى نيروهاى مغولان تشكيل داده بود ، اشتباه خواهد بود . در واقع او دريافته بود كه براى فريب دشمنانش بايد از تاكتيكهاى جنگى جديد بهره بگيرد ، نظير تغيير جهت ناگهانى نيروهاى خود در لشكركشيها و بهره‌گيرى از روشهاى جديد براى تبديل ستون به صف و بازسازى سپاهيان خود در واحدهاى جنگى ناشناخته و مبتكرانه . تشكيلات نظامى و ديوانى ايران در زمان تيمور در بسيارى نكات متفاوت با تشكيلات ماوراء النهر بود . هفت تومان ماوراء النهر معادلى در ايران نداشت . به جاى آن ، ايران به ايالات و يا مناطق تحت نفوذ حكام از هرنوع تقسيم شده بود كه به جز فرغانه ، اين نوع تقسيم‌بندى در ماوراء النهر وجود نداشت . البته در اينجا خبرى از هماهنگى نبود . مناطق فرماندارى ايرانى از نظر مساحت متفاوت بودند و ترتيبات قانونى آنها هم مورد به مورد و در اثناى زمان هماهنگ و يكسان نبود . دو منطقه به دليل مساحت و نيز عيار و استحقاقشان كه از سنن كهن مايه مىگرفتند ، داراى ويژگى برجسته و خاصى بودند . اين دو منطقه يكى تبريز ( يا سلطانيه ) و ديگرى قندهار بود . شاهزاده ميرانشاه وقتى كه حكومت آذربايجان را دريافت كرد و از سال 1396 م . تا زمان عزلش در سال 1399 م . بر آنجا حكومت راند ، در واقع اعلام شد كه به « تخت هولاكو » منصوب شده است . جانشين او محمد سلطان بن عمر شيخ نيز كه در سال 1401 م . منصوب شد ، يك چنين مقامى يافت . سه سال بعد شاهزاده عمر ، دومين فرزند ميرانشاه ، جاى او را گرفت و وى كسى بود كه بر ساير شاهزادگان غرب ايران و ازجمله فارس ، عراق عجم و نيز بين‌النهرين حالت قيموميت داشت . زمانى كه جهانشاه امير بسيار متنفذ به‌عنوان جانشين او انتخاب شد ، قدرت او تا اندازه‌اى كاهش يافت . شبيه اين قضيه ، حاكم قندهار پير محمد بن جهانگير بود كه وقتى مناطق موجود در غرب هندوكش تا سند را دريافت كرد ، در واقع صاحب « تخت سلطان محمود غزنوى » گرديد . از آنجا كه