برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
65
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
اعراب در اينجا ساكن شده بودند « 82 » و نيز اينكه - قبل و بعد از آن - مبادلات با سواحل عربى آنسوى خليج بسيار رونق داشت . از مصبّ فرات - دجله ( شط العرب ) ، از شرق واسط تا غرب اهواز « 83 » و سپس بهطرف ارتفاعات سلسله جبال زاگروس ، همانطوركه در بالا ذكر شد ، « 84 » مرز ايران محسوب مىشد . 2 - تقسيمات « 85 » اين منطقهء توصيفشده ، فضاى زندگى ملّت ايران و برخى متكلمان به زبانهاى بيگانه « 86 » را تشكيل مىداد . از قديمىترين ازمنه - چنان كه مثلا در سراسر عصر ساسانيان - اين سرزمين به تعدادى از ولايات ، كه اساس تشكيلات مملكت را به وجود مىآورد ، تقسيم شده بود . زمانى كه اعراب در ايران نفوذ كردند ، با حركتهاى سريع فاتحانه ، بخش بزرگى از اين سرزمين را در آغاز قرن دوم هجرى قمرى / هشتم ميلادى و پس از آن بقيهء آن را بتدريج به تصرّف درآوردند ، در تفكيك سازمانهاى كشورى بيشتر به تقسيمات طبيعى تكيه كردند . در آغاز يعنى « 87 » در عصر امويان ، سرزمين ايران از متعلقات استان كوفه و بصره بشمار مىرفت ( 22 / 17 ه / 643 / 638 م ) « 88 » . امّا مأموران عرب به زودى دريافتند كه فقط
--> ( 82 ) . اصطخرى : مسالك الممالك ، ص 142 ( آنها در حوالى اصطخر عميقا به آن سرزمين نفوذ كرده بودند ) . ( 83 ) . ابو الفداء : تقويم البلدان ، ج 2 / II ، ص 83 . ( 84 ) . مسعودى : التنبيه و الاشراف ، ص 77 و بعد - توضيحات كلى در مورد ولايات در ابن قتيبه : كتاب المعارف ، ص 281 ( قرن 1 و 2 هجرى قمرى / 7 و 8 ميلادى ) . ( 85 ) . در اينباره به طور كلى رجوع كنيد به : ; Josef Markwart : A Catalogue of the Provincial ( كتابشناسى شماره 307 ) Kremer , C . G . I . 165 , 180 ; Schwarz - Capitals of Eranshahr , hrsg . von Giuseppe Messina , ( Rom 1931 ) ( Analecta Orientalia 3 ) . فهرستى از حكمرانان در ايران نيز گزارش شده است : Zambaur 44 - 49 , 177 , 187 . ( 86 ) . در اينباره رجوع كنيد به مبحث « وضع ايران از نظر زبان » جلد اول كتاب حاضر . ( 87 ) . رجوع كنيد به ملاحظات كلى ابن اثير در اينباره : الكامل ، ج 5 ، ص 110 . ( 88 ) . طبرى ، تاريخ 1 ، ص 2569 ، 2637 ( در اينجا الحاق مجدد بين النهرين ايران توسط عمر سال 642 ) ؛ ص 2663 ؛ 2 ، ص 17 ( سال 43 - 42 ه / 63 - 662 م ) ، ص 81 ، 84 ( سال 51 و 44 ه / 671 و 664 م ) ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 3 ، ص 12 ؛ ابن بلخى : فارسنامه ، ص 120 ( پس از آن ، خوزستان ، فارس ، كرمان ، مكران ، تيز ، -