برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
21
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
نخستين اسلامى در ايران آثار به وجود آمده برنزى ، چنان سنتهاى ساسانى را بدون وقفه تداوم مىدهد كه اغلب به سختى امكان دارد تشخيص داده شود كه آيا ظرفى قبل و يا پس از تسلّط اعراب به وجود آمده است . تعداد قطعات موجود هنوز كمتر از آن است كه بتوان به تاريخگذارى و يا تقسيمبندى دقيقتر آنها دست يازيد . براساس آثار كشفشده چنين به نظر مىرسد كه در قرن اول و دوم هجرى قمرى / هفتم و هشتم ميلادى ، مركزى در قفقاز ( داغستان ) ايجاد شده باشد . سبك فلزكارى ويژهء ايران اسلامى ، ابتدا در عصر سلجوقى به چشم مىخورد . ( K . E . ) . مانند حوزهء ادبى ، در زمينه هنر برنز و سراميك در عصر نخستين اسلامى نيز تفاهم با اسلام بسيار كم و سطحى بود . اينجا و آنجا اين احساس وجود داشت كه فقط به جنبههاى ظاهرى پرداخته مىشود ، درحالىكه براى حاملان اين فرهنگ ، حمايت از سنتهاى قديمى هستهء اصلى كوششهاى آنها را تشكيل مىداد . « 117 » همچنين از اين طريق براى ما قشر خالص ايرانى - دهكان - بهعنوان انتقال دهندگان فرهنگ بوضوح قابل درك مىشود ، درحالىكه راجع به آن روايات تاريخى - آشكارا به عمد - به طور گستردهاى سكوت اختيار كرده است و از نظر تاريخى - مذهبى هم فقط بهوسيلهء برداشتها و استنباطهايى از منابع مىتوان به آن پى برد . چنين برداشتى از منابع راجع به آن قشر اجتماعى نيز وقتى با واقع مطابق خواهد بود كه ما بقاياى هنر معمارى از آن عصر كهن را در مد نظر داشته باشيم ، بخصوص آرامگاه اسماعيل سامانى در بخارا را ، « 118 » كه بوضوح با ياد آتشكدههاى ساسانى « 119 » و به شكل آنها ساخته شده است : در اينجا نيز سنتهاى قديمى حفظ شده است . « 120 »
--> ( 117 ) . براى تداوم حيات تزيينات در اسليمى ايرانى رجوع كنيد به : Ernst Kuhnel : Die Arabeske , ( Wiesbaden 1949 ) S . 10 . ( 118 ) . همچنين به ص 300 ، پاورقى 1 ، جلد اول كتاب حاضر رجوع كنيد . ( 119 ) . Kurt Erdmann : Das Iranische Feuerheiligtum , ( Leipzig 1941 ) . ( 120 ) . رجوع كنيد به : Barthold , Vost . - ir . 340 f . و نيز Kuhnel : Kunst und Volkstum 129 .