برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
403
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
و نيز در بين النهرين و ديگر جاها يخ و برف به كار مىبردند ، « 16 » كه از كوهستان تهيه و در زير زمينها و يا گودالهاى سايهدار حفظ مىشد . « 17 » براى رفع عطش ، و نيز بهعنوان غذا ، ميوهء بسيار ، بهويژه هندوانه ، « 18 » پرتقال ، ليمو ، انگور ، سيب ، خرما و انار خورده مىشد . « 19 » صرف بيش از حدّ ميوهها ، البته مىتوانست نتايج وخيمى به دنبال داشته باشد ، چنان كه عدهاى از « روسها » ( مقصود وارگها است ) پس از حمله به بردعه ( قفقاز ) در سال 332 ه / 944 م ، به علت صرف زياد ميوه ( و نوشيدن بعد از آن ؟ ) دچار نوعى بيمارى « مسرى » شدند و تعداد زيادى از آنان درگذشتند . - « 20 » از سبزيها به خصوص خيار « 21 » در انواع مختلف و نيز زيتون « 22 » نام برده شده است . اگر منابع به روشنى متذكر شدهاند كه شخصى مانند يعقوب صفّار در سراسر زندگانيش ، تنها از گوشت گوسفند ، برنج ، پالوذه و خرما « 23 » استفاده مىكرده است ، معناى آن طبيعتا اين است كه در محافل اشرافى ، بهكلى غذاهاى ديگرى غير از آنچه يعقوب ليث مىخورده ، معمول بوده است . در مورد ايران بر خلاف بين النهرين گزارشى درباره ميهمانيهاى محافل بزرگان ، به ما نرسيده است . امّا در مقابل رديفى از اطلاعات درباره غذاهاى ملّى هريك از قبايل و نواحى ايران در اختيار داريم . اين غذاها و مأكولات به علت وجود سنتهاى محكم و قوى در هر زمان و هر ناحيه ، مجموعا به نحو اساسى در همه ادوار مورد بررسى ما در اين كتاب يكسان
--> ( 16 ) . حسينى : اخبار الدولة السلجوقية / چاپ براون ، ص 29 ( حدود سال 421 ه / 1030 م در اسپهان ) . ( 17 ) . رجوع كنيد به Mez 381 , 408 . ( 18 ) . طبرى : تاريخ 3 ، ص 1201 ( سال 222 ه / 837 م پاپك ) . ( 19 ) . مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 357 . - همچنين مقايسه كنيد با مبحث « كشاورزى » در كتاب حاضر . ( 20 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 135 . ( 21 ) . قثّاء [ چنبرخيار ] و خيار : طبرى : تاريخ 3 ، ص 1201 ( پاپك ) . ( 22 ) . مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 357 . ( 23 ) . مسعودى : مروج الذهب ، ج 8 ص 54 .