برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

400

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

سرگرميهاى مطلق تبديل مىشد كه در اين صورت به منزله نشانه‌اى از انحطاط ارزيابى مىگرديد . « 258 » چنان كه گاه شطرنج ، بازى بومى و قديمى ايران ( كه از هندوستان آورده شده بود ) نيز با چنين مفهومى ارزيابى مىشد ، « 259 » كه البتّه با وجود اين مورد توّجه عامه بود . « 260 » محمود غزنوى ، مجد الدولة آل بويه از رى را كه طبق قرارداد نزد وى به گرو بود ، سرزنش مىكرد كه او شطرنج‌بازى مىكرده ( و بنابراين اوقات خود را به بطالت گذرانده ) است ( سال 420 ه / 1029 م ) . « 261 » طبيعت زورگوى قدرتمندان آن را يك بازى صرفا ذهنى و فكرى و ظاهرا غير قابل تطبيق با اهداف آنان تلقى مىكرد .

--> ( 258 ) . به همين صراحت در سال 349 ه / 960 م نزد اميرى از آذربايجان در مقايسه با پدرش : ابن اثير : الكامل ج 8 ، ص 174 . ( 259 ) . درباره بازى شطرنج در عصر ساسانيان رجوع كنيد به : Christensen 481 . - راوندى : راحة الصدور ، ص 416 - 405 كه درباره شطرنج و سرگذشت آن مطالبى دارد . - و نيز H . J . R . Murray : A History of Chess , ( Oxford 1913 ) ; ( در ص 393 - 1 تاريخ مفصل اين بازى و گسترش آن در آسيا را بررسى مىكند ) . ( 260 ) . سال 577 ه / 1181 م سلطان شاه مدعى تاج و تخت خوارزمشاهى در ميان همه چيزها ، 600 تخته شطرنج به غارت برد : جوينى : تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 22 . ( 261 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 128 .