برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

395

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

بود . توده وسيع اسيران جنگى آزاد نمىشدند و نيروى كار آنان به كار گرفته مىشد . در وهلهء اوّل به‌عنوان سرباز در خدمت ارباب جديد قرار مىگرفتند . در همين‌جاست كه اصل و منشأ نگهبانان ترك خليفه در بغداد ، يا در دربارهاى ديگر نقاط ( از جمله ايران ) - آن‌چنان‌كه معروف است - روشن مىشود . بدين‌سان جاى تعجب نيست اگر به منظور به دست آوردن سرباز ، جوايزى براى اسير كردن جنگجويان دشمن تعيين مىگرديد ( سردار خليفه در كرمان 1000 سرباز را به اسارت خود درآورد ) . بر همين اساس ، جوايز مربوط به اسير كردن افراد قبايل به‌ويژه معروف در جنگجويى ( مثلا ديلميان ) « 230 » دو برابر بيشتر از ديگر سربازان بود . « 231 » آل بويه به طور كلى با اسيران به خوبى رفتار مىكردند و آنان را فورا به خدمت خود مىگرفتند ؛ « 232 » محمود غزنوى اسيران خوارزمى را به‌عنوان نيروى پادگانها در هندوستان ( سال 407 ه / 17 - 1016 م ) به خدمت گرفت . « 233 » اينكه ابو مسلم در سال 128 ه / 47 - 746 م به حاكم اسيرشده اموى خراسان ، نصر ، اين حق انتخاب را داد كه يا به خدمت او درآيد و يا با دادن قول شرف مبنى بر اينكه عليه عباسيان نجنگد ، آزاد شود ، موردى استثنايى است و نمايانگر اين موضوع است كه مىخواستند به هر جهت اين افسر بسيار شايسته و لايق را با ميل و رضاى خود او ، به‌سوى خويش جلب كنند . كوشش در جهت جلب قلوب اسيران ، گاه موجب مىشد كه آنان را به طور كلى حتى ( بدون فديه ) نيز آزاد كنند . امّا اسيران آزادشده اغلب به علل مختلف از جمله گاه تحت تأثير اين فكر كه بازگشت به منزل به دليل اوضاع جوى غير ممكن است ، از مراجعت به سرزمين خود ، خوددارى مىكردند . « 234 » اين هراسها

--> ( 230 ) . نگاه كنيد به همين فصل ( اوضاع نظامى ) ، « مبحث سپاه » در كتاب حاضر . ( 231 ) . هلال الصابى : كتاب الوزراء ، ص 389 . ( 232 ) . مسكويه : تجارب الامم ، ج 5 ، ص 444 . ( 233 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 677 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 90 ، مقايسه كنيد با سياست‌نامه ، ص 95 - 92 . - راجع به مسئله بردگان ( غلامان ) در دربار محمود غزنوى ، اصل و منشأ آنان ، و كارهايى كه به آنان واگذار مىكردند ، رجوع كنيد به : Jakubovskij , Mach . 55 ff . . ( 234 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 5 ، ص 134 .