برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

396

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

بىمورد هم نبود ، چنان كه مثلا بسيارى از اسيران لشكركشى به خوارزم در سال 85 ه / 704 م در بين راه يخ زدند ، زيرا كه اعراب به علت سرما به آنان هجوم آورده و لباسهاى آنها را ربوده بودند ؛ « 235 » علاوه بر آن ، اسيران كه اغلب مدتها در غل و زنجير بودند ، « 236 » ديگر توانايى طى راههاى دور و دراز از آنها سلب شده بود . البتّه گاه وقايعى برعكس اين‌گونه وقايع نيز روى مىداد چنان كه مثلا اميرى در بخارا در سال 262 ه / 876 م به هريك از 70 اسير خوارزمى آزادشده ( از سپاه طاهريان ) يك جامه كرباس هديه داد . « 237 » همچنين ركن الدولة آل بويه 966 اسير از نيروهاى سامانيان از خراسان را ( كه ظاهرا به كار او نمىآمدند ) تحت مراقبتهاى ويژه ، به خانه‌هايشان پس فرستاد . « 238 » شبيه به چنين رفتارى نيز از ( قابوس گرگانى در سال 388 ه / 998 م ) « 239 » گزارش شده است ، و مسلما اشتباه نخواهد بود اگر احكام قرآن درباره رفتار انسانى نسبت به اسيران و بردگان را در اين تحوّل به طورى اساسى دخيل و مؤثر بدانيم - سغديان در سال 122 ه / 740 م با حكام خراسان شرط كردند كه فقط اسيران جنگى مسلمان‌شده‌اى را كه خلوص خود را در اين مورد نشان داده‌اند ، آزاد كنند . « 240 » در اينجا بسيارى ظاهرا و بنا به مصلحت به اسلام مىگرويدند و بعد همين‌كه به مناطق اعتقادى ديگر مىرسيدند ، شاد مىشدند از اينكه مىتوانند به دين اصلى خود رجعت كنند . فاتحان غير از اسيران ميدان جنگ ، با تسخير شهرها و اشغال كل سرزمين مغلوب ، اسيران بسيار ديگرى نيز بدست‌آورده ، به همراه خود مىبردند ،

--> ( 235 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 1143 . ( 236 ) . مسكويه : تجارب الامم ، ج 5 ، ص 444 ( حدود سال 333 ه / 945 م ) . ( 237 ) . نرشخى : تاريخ بخارا ، ص 80 . ( 238 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 188 . ( 239 ) . همان كتاب ، ج 9 ، ص 48 . ( 240 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 718 .