برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

369

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

زياريان « 35 » داشتند ، بنا بر تركيب اجتماعى خود ، از وابستگان خاندانهاى دهكانان ( آزادگان ) ، « رهبران » ( سرهنگان يا رؤساى قوغه ) و « مملوكان » ( غلامان ) ( مانند سيستان در سال 311 ه / 923 م ) ، « 36 » تشكيل مىشد ، امّا از نظر قومى و ملّى ، افراد اين گاردها اغلب مورد اعتماد قرار گرفته بودند و در هنگام لزوم به خوبى دشمن را غافلگير مىكردند . « 37 » ولى همين افراد در نتيجه بىبندوبارى و لجام‌گسيختگى به تدريج باعث آن شدند كه همواره تا دوردستها نيز سرباز مورد نفرت مردم ، و نام او موجب رعب و وحشت شود ، به‌طورىكه شخصى مانند غزّالى ( 505 - 450 ه / 1111 - 1058 م ) به كسى كه سرباز بود و يا لباس نظامى بر تن داشت ، به‌عنوان « بدكار » مىنگريست . « 38 » لشكريان - مثلا سپاهيان سلجوقى ، تا وقتى كه تقسيمات تيره‌اى و قبيله‌اى هنوز برقرار بود - به‌وسيله نوعى ارتباط و وفادارى شخصى ، به ايران ( رؤساى ) خود وابسته بودند . امّا همه جا همين‌كه حكومت به وحدت و انسجام كامل مىرسيد ، مىبايست كه ارتباط شخصى با رهبران جنگى نيز ملايم‌تر شود . به‌هرحال ضرورى بود كه اطاعت قوا به‌وسيله اعمال مجازات افسران جزء ( عريف ، جمع عرفاء ) و پرداخت به‌موقع دستمزد « 39 » ( توسط عارض ) « 40 » تضمين شود ( عدم پرداخت

--> ( 35 ) . مسعودى : مروج الذهب ، ج 9 ، ص 28 و بعد ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 104 ( تركان و ديلميان ) ؛ صولى : اخبار الراضى ، ص 62 ( شبيه به آن ؛ سال 323 ه / 935 م در مرگ مردآويج ) . ( 36 ) . تاريخ سيستان ، ص 312 . ( 37 ) . سياست‌نامه ، ص 92 و بعد ( فصل 24 و 25 ) ؛ صولى : اخبار الراضى / چاپ كانارد ، ج 2 ، ص 20 ، پاورقى 5 . - توصيف روشنى از مشاركت ديلميان در بغداد در شب حمله آل بويه ( 20 سپتامبر 941 م - 25 ذىحجه 329 ه ) را صولى : اخبار الراضى ، ج 2 ، ص 209 به دست داده است . - Jakubovskij , Mach . 78 f . ( 38 ) . غزالى : كتاب چهاردهم از احياء العلوم / چاپ باور : H . Bauer , Erlaubtes und Verbotenes Gut , ( Halle 1922 ) , S . 100 f . ( 39 ) . سال 85 ه / 704 م در سيستان در سپاه خليفه ماهانه 100 درهم : طبرى : تاريخ 2 ، ص 1135 ، سال 129 ه / 747 م لشكريان عباسى در خراسان 3 ، بعدها 4 درهم روزانه : همان كتاب ، ص 1969 - Fries 10 , 17 f . ( 40 ) . رجوع كنيد به مبحث « رؤساى ادارات » در كتاب حاضر .