برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

352

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

بود . اينان بخشى از خراج خود را - چنان كه مثلا ژونبيلىها در نتيجه لشكركشيهاى پياپى - مجبور به پرداخت آن شده بودند ، « 186 » به واليان خليفه ، و اما بخش ديگر را به سلسله‌هاى محلّى در فارس ، يا به سامانيان ، « 187 » يا غزنويان « 188 » كه به‌عنوان حاكم‌نشينهاى كاملا مستقل وجود داشتند و به‌هيچ‌وجه نمايندهء امير مؤمنان محسوب نمىشدند ، مىپرداختند . بنابراين ، پرداخت هرگونه وجهى به اين حاكم‌نشينها نيز در معناى حقوقى كلمه ، « خراج » بود . بنابراين برداشتى كلى در مورد باج و خراج سلسله‌هاى اسلامى ، در اينجا - چنان كه در سطور قبل ذكر شد . - از تأمل در گسترش واقعى سياسى جامعه اسلامى به دست مىآيد . پرداخت ( باج و خراج ) به خلفاء طاهريان آنان ( سال 211 ه / 27 - 826 م ) 000 ، 846 ، 44 درهم براى همه مناطق تحت سلطهء خود پرداختند ( طبرى : تاريخ 3 ، ص 1338 ؛ ابن خرداذبه : المسالك و الممالك ، ص 39 - 34 . - . ( Barthold , Turk . 220 سال 221 ه / 836 م : 000 ، 000 ، 38 درهم ( قدامه : كتاب الخراج ، ص 185 ) .

--> ( 186 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 5 ، ص 224 ( سال 151 ه / 768 م ) . ( 187 ) . ازاين‌رو نيز آنان خود را « سلطان السلاطين » مىناميدند ( رجوع كنيد به ابن خلكان : وفيات الاعيان / ag ج 2 ، ص 78 ؛ Krymskyj I 74 ) - اسماعيل بن احمد سامانى در بخارا مىبايست علاوه بر آن به برادر خود نصر در سمرقند نيز ساليانه 000 ، 500 درهم بپردازد ( از سال 260 ه / 874 م ) نصر پس از جنگهاى طولانى با برادر ، با وجود آگاهى از مشكلات زياد پرداخت اين مقدار وجه ، برادر را به چنين پرداختى مجبور كرده بود : نرشخى : تاريخ بخارا ، ص 80 ، 82 - حكام سيستان ، خوارزم ، غرچستان ( عنوان : شار ) ، گوزگان ، بست ، غزنين ( غزنه ) و ختل ، به‌عنوان رعايا ، به سامانيان باج ( نه ماليات و خراج ) مىپرداختند : مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 337 و به‌علاوه حدود العالم ، ص 342 ( توضيحات مينورسكى ) . ( 188 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 243 ( مكران حدود سال 411 ه / 1020 م ) .