برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

351

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

شكل تسليم ماليات و يا نيز « هديه » را داشت . در واقع ، زمانى مىتوان آنها را خراج ناميد كه محقق و روشن شود كه اين سلسله‌ها ، از نظر سياسى نيز به‌صورت قدرتمندان واقعى مستقلى عمل مىكردند . تنها تحت چنين شرايطى مىتوان فهرست ذيل را كه شامل وجوه ارسالى سلسله‌هاى ايرانى به بغداد است ، به‌عنوان فهرست « باج و خراج » تلقى كرد . برعكس ، سلسله‌هاى كوچك واقعا مستقل ، مانند سلسله‌هاى طبرستان ، گرگان و ديگر سواحل كنارهء جنوبى درياى خزر كه حكومت آنان براى مدتى طولانى نيز دوام يافت ، به گونهء ديگرى رفتار مىكردند . اگر آنها - با حفظ اعتقاد خود نسبت به دين زرتشتى پس از لشكركشيهاى خلفاء ( مثلا در سال 99 ه / 18 - 717 م ) « 182 » به پرداخت سالانه مبلغى ( به پول يا به شكل كالا ) مجبور مىشدند ، بنابراين مىبايستى موضوع بر سر خراج واقعى « 183 » يك دولت اختصاصى كه حاكم آن به هيچ وجه ارتباطى باطنى با محافل اسلامى نداشته است ، بوده باشد . به هر سبب وضع سلسله‌هاى مستقلى كه در مرزهاى شرقى ايران حكومت مىكردند ، مانند ژونبيل ( در افغانستان كنونى ) « 184 » ، رؤساى قبايل ريوشاران ( در گوزگانان ) « 185 » يا سلسله‌اى در جزيره قيس واقع در خليج فارس ، نيز به همين‌گونه

--> ( 182 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 1232 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 5 ، ص 12 ؛ ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 118 : اولياء الله آملى : تاريخ رويان ، ص 45 . ( 183 ) . عناوين آن عبارت بود از : 1 - قرار ( ابن اثير : الكامل ، ج 4 ، ص 148 [ سال 115 ه / 733 م ] ، ج 5 ، ص 224 [ 151 ه / 768 م ] ) ؛ 2 - مقاطعه ( حدود العالم ، ص 107 [ سال 372 ه / 982 م ] ) ؛ 3 - محموله ( ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 33 [ سال 307 ه / 919 م ] ) . براى مبلغى كه سغديان در سال 91 ه / 710 م تحويل دادند ، اصطلاح « جزيه » به كار رفته است : طبرى : تاريخ 2 ، ص 1229 ( مقايسه كنيد با اواخر مبحث « جزيه » در كتاب حاضر . ( 184 ) . در سال 85 ه / 704 م ، معافيت 7 ( يا 10 ) ساله از پرداخت خراج را بدين‌وسيله به دست مىآورد كه قول تحويل يكى از شورشيان را كه به او پناهنده شده بود ، داد ( امّا پس از خودكشى آن شورشى ، فقط توانست برادرزاده وى را تحويل دهد ) : طبرى : تاريخ 2 ، ص 1135 - درباره مفهوم حقوقى « دولتهاى اسما وابسته » رجوع كنيد به : حميد الله ، ج 1 ، ص 174 - 172 . ( 185 ) . حدود العالم ، ص 106 ( سال 372 ه / 982 م ) .