برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

308

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

اصطلاح در اينجا نيز مثل سرزمينهاى دور غربى بسيار كم روشن مىشود . امّا به هر جهت اين اصطلاح آشكارا تا زمان آخرين فرمانروايان اموى به منظور جلب رضايت مسلمانانى كه مىخواستند تنها « ماليات زمين » بپردازند ، كماكان باقى ماند درحالىكه در ايران نيز در اين زمان تعداد كمى از مردم بودند كه از آنها جزيه اخذ مىشد . « 38 » بدين گونه بود كه در اينجا كلمه « جزيه » علاوه بر بيان مفهوم ماليات اهل ذمه ، « 39 » به تدريج در مفهوم « خراج » نيز به كار رفت « 40 » و مورّخان بعدى ايرانى « 41 » و نيز عثمانى آن را اغلب براى بيان مفهوم « هديه افتخارى » ( لهستانى ، « پومينكى » ) اروپايى و يا ديگر ملتهايى كه خراج مىپرداختند ، نيز به كار بردند . « 42 » بدين‌سان علاوه بر اينكه دوگانه بودن استعمال اين كلمه حفظ گرديد ، مفهوم آن به حوزه‌هاى ديگر نيز كشانده شد . خراج و صدقه احمد زكى وليدى طوغان در مورد اوايل يك قرن و نيم حكومت اسلامى در آذربايجان تأكيد مىكند ، « 43 » كه گزارشهاى مربوط به درآمد مالياتى در اينجا بسيار كم و نيز به‌كرات ضدونقيض است ، ازاين‌رو نمىتوان تصويرى واقعى از گسترش آن در اين منطقه ارائه كرد . بايد دانست كه اين نتايج را بدون هيچ

--> ( 38 ) . در قم در سال 282 ه / 895 م هنوز 5305 دينار وصول مىشد ( قمى : تاريخ قم ، ص 125 ) . ( 39 ) . رجوع كنيد به : Nedkoff ( ديگر مشخصات در پاورقى شماره 8 همين فصل ) اينجا و آنجا . ( 40 ) . بدين‌سان در حدود سال 612 ه / 1215 م ، رعاياى مسلمان پيش سلطان السلاطين ماوراءالنهر ، عثمان را سرزنش مىكردند كه وى به گورخان « ملحد » ( قراختايى ( منظور نسطوريان متقدم كوچلوگ ( Kuclug ) است ) « جزيه » مىپردازد : جوينى : تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 123 . ( 41 ) . حسينى : اخبار الدولة السلجوقية ، ص 44 و بعد ، خراج بيزانسى به ملكشاه را بدين گونه مشخص مىكند ، سال 481 ه / 89 - 1088 م . ( 42 ) . مثلا مصطفى نعيما : روضة الحسين فى خلاصة اخبار الخافقين ( باغهاى بهشتى حسين : در خلاصه اخبار شرق و غرب ) ، قبل ما 4 ( قسطنطنيه 66 / 1864 ) ، جلد 5 ، ص 386 پائين صفحه ( براى سال 1064 ه / 1654 م ) . ( 43 ) . - . سمت چپ صفحه E I , turk , I 108 براى كليه اصطلاحات تخصّصى رجوع كنيد به : مفاتيح العلوم ، ص 62 - 58 .