برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

307

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

مواجه گرديد . بعدها اين امر در منابع مسلمانان نيز به‌عنوان يكى از اقدامات ظالمانه حكومت ذكر شد . بايد دانست كه براساس اين منابع در كرمان در سال 599 ه / 1203 م نيز از يهوديان و زرتشتيان از نو جزيه وصول گرديد . « 34 » اما گزارش اقدامات در مورد جزيه در ايران در سالهاى 100 تا 111 ه / 718 تا 729 م اينجا و آنجا نشان مىدهد كه جزيه در اين سالها دقيقا از ديگر مالياتها قابل تشخيص نبوده است ( آنچه در صفحات قبل مثلا در مورد خوزستان اشاره كرديم ، نيز نشانگر آن است ) . در اينجا همواره به چنين گزارشى برخورد مىكنيم : « به علت لغو جزيه ، خراج دچار ورشكستگى شده است » ، « 35 » يا به اين گزارش كه : « عمر دوّم پرداخت جزيه براى معتقدان جديد را لغو كرد ، زيرا كه موالى قبلا از افزايش خراج شكايت كرده بودند » . « 36 » اقدامات سال 110 ه / 728 م ، از جمله با اين عبارات وصف شده است : « دهكانان بخارا استعلام كردند : كى بايد خراج اخذ شود ؟ به همين علت حكومت دستور داد ، از مردمى خراج اخذ شود كه تاكنون مىپرداخته‌اند ، جزيه نيز براى مسلمانان وضع گرديد . » « 37 » بدين گونه اين

--> - Gafurov و ( غلامحسين صديقى كتابشناسى شماره 533 ) Sovetskoe Vostokovedenie , V ( 1948 ) , S . 39 ; Dennett 124 - 128 . و در مقابل 145 . ; Wellhausen Arab 215 f . ( 34 ) . محمد بن ابراهيم : تاريخ آل سلجوق ، ص 184 . - در سال 368 ه / 978 م در كابل به علت درخواست جزيه از « كفّار » ناآراميهايى پيشامد : ابن حوقل : المسالك و الممالك ، قبل ما 2 ، ص 450 . ( 35 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 429 . ( 36 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 1354 . - رجوع كنيد به : Vloten , Rech . 21 , 71 f ؛ و براى توضيح بيشتر به : . Dennett 84 ( 37 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 1508 . - و نيز : Barthold , Turk . 190 ; Wellhausen , Arab . - 176 f fl Dennett 120 - 128 كه مىكوشد مشكلات اين وضع و اخبار مربوط به سال 120 ه / 738 م را بدين‌وسيله بر طرف كند كه او تحت عنوان جزيه ، ماليات سرانه‌اى را كه به طور قراردادى تعيين مىشده است ، درك مىكند ، درحالىكه از خراج به سادگى « ماليات ( بر درآمد ) » را مىفهمد ( در ردّ نظريات . ( Wellhausen , Arab . , 297 - 300 او معتقد است كه در آن زمان اين امر در اساس ارتباطى به وضع مقررات جديد مالياتى ( آن‌طور كه ولهاوزن گمان مىكند ) نداشته است ، بلكه فقط منظور از آن ، لغو اصولى بوده است كه دهكانان و نيز مسيحيان و يهوديان به‌عنوان ماليات‌دهندگان آن را به هم ريخته بودند . در اين‌باره رجوع كنيد به پاورقى 29 در همين فصل كتاب حاضر .