برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

277

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

امور تشكيلاتى هنوز چشمگير نبود و تنها قابليّت كارهاى نظامى آنها تشخيص داده شده بود . به هر سبب بدين گونه وضعيت رهبرى اقتصادى اربابان فئودال ايرانى تضمين شد ، و برخى كوششها ، نظير كوششهايى از جانب عمر دوم كه مىخواست تركيبى از طبقات رهبرى عرب و ايرانى به وجود بياورد نيز به جايى نرسيد . اعراب در عصر امويان همچنان با تحقير ، به بزرگان ايران مىنگريستند و حتى آنان را در دوران تشنجات سياسى كاملا آشكارا دشنام مىدادند . « 28 » اين وضعيت بيشتر بدان كمك مىكرد ، كه نجباى ايران نگذارند كه احساس تعلق به قوميت ايرانى از بين برود ، اينان حتى توانستند همراه با « موالى » « 29 » اين احساس را تا انقلاب عباسيان نيز حفظ كنند . موالى ( كه در ميان آنان غالبا مقاماتى چون فرمانده فاتح سپاه نيز ديده مىشد ) « 30 » كوشش داشتند تا حق برابرى ايرانيان را با اعراب ، به سبب لياقت ايرانيان در تمام زمينه‌هاى امور ادارى ، اقتصادى و هنرى تحقق بخشند . نجباى ايران از طريق ارتباط با موالى ، در تماس با حركت شعوبيه « 31 » كه بعدها به‌كرات به رهبرى آنان نيز نايل شدند ، قرار گرفتند . « 32 » در قرن سوّم هجرى قمرى / نهم ميلادى دهكانان در شمال شرقى ( همچنين در نزد سغدىها ) « 33 » هنوز بسيار زياد بودند « 34 » و نفوذ را نيز به‌وسيله مشاركت متداوم در

--> ( 28 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1509 . ( 29 ) . براى تطوّر معناى اين كلمه رجوع كنيد به : . Goldziher , Arab . 105 ff . ; Vloten , Rech . 13 - 18 . ( 30 ) . الفهرست ، ص 40 ؛ بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 373 . - و نيز رجوع كنيد به : ابن خلدون : مقدمه ، ج 3 ، ص 300 و بعد . ( 31 ) . رجوع كنيد به : kremer , streifz . 14 - 16 , 20 - 22 و نيز ص 422 و بعد جلد اول كتاب حاضر . ( 32 ) . در ميان آنان افرادى از مردم ساده نيز وجود داشت . به طور مثال در ديلم : ابن اثير : الكامل ، ج 5 ، ص 6 ( سال 96 ه / 715 م ) . ( 33 ) . طبرى ، تاريخ 2 ص 1441 ، 1449 ( سال 103 ه / 2 - 721 م ) ؛ و نيز : Djakonov nach VDI 1951 / 3 , 133 . ( 34 ) . طبرى ، تاريخ 2 ص 1146 ( سال 85 ه / 704 م در ترمذ ) ، ص 1501 ( سال 110 ه / 29 - 728 م ) در خراسان ) ، ص 1569 ( سال 116 ه / 734 م ) ، ص 1632 ( سال 120 ه / 738 م ) .