برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
205
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
يك چنين قاعدهء كلى نمىتوانست دور از هرگونه برخورد باقى بماند ، چرا كه قبايل عرب - بهويژه در بين النهرين - كوششهايى نشان مىدادند كه در زمينهاى تسخيرشده ، به خصوص در غرب دجله ، « 197 » متوطن شوند تا بدين گونه مجددا به صورت اتحاديه قبايل بسته متشكل گردند . « 198 » در خود ايران تشكيل مهاجرنشينها از گذشتهء دور ، فقط در مكانهاى معينى مانند قم « 199 » و اينجا و آنجا در خراسان معمول بود . مىتوان فرض كرد كه در اينجا مناسباتى شبيه به بين النهرين حاكم بوده است . به هرحال در اينجا مانند آنجا جمعيت روستايى اصولا اسكان يافته بودند و حتى در بعضى نقاط ، مثل خوارزم در قرن 2 - 1 هجرى قمرى / 8 - 7 ميلادى به دهات و يا نواحى سكونت زمستانى ( به تركى بعدها « قشلاق » ناميده شد ) نمىرفتند ، بلكه در محوطههاى مجزايى ، كه به دلايل امنيتى ( در مقابل راهزنان استپها ) محصور شده بود ، باقى مىماندند . « 200 » موقعيت حقوقى مردم روستا فقط بهوسيله تغيير عوض مىشد . امور مالياتى در ابتدا به صورت قديم مىماند و بعدها بمرور زمان خود را با احتياجات و نظريههاى حقوقى جديد وفق مىداد . « 201 » بايد دانست كه اصولا اعراب به طور عمده به تركيب اجتماعى ايران دست نزدند . الحاق سريع قشر رهبرى اشرافزادگان كشور ( دهكانان ) به اسلام ، براى
--> ( 197 ) . در آغاز خريد زمين در شرق دجله ، بين حلوان و قادسيه ممنوع بود : طبرى ، تاريخ 1 ، ص 2471 . ( 198 ) . طبرى : تاريخ 1 ، ص 2371 و بعد ، 2427 ، 69 - 2467 ، 2539 و بعد : گزارشهاى فوقالعاده متعدد و يكدست كه - درست به علت تعارضى كه بعدها بين آنها از يك طرف ، و عرف حقوقى و ساختار حقوقى اسلامى از طرف ديگر تشخيص مىدهيم - مىتوانيم روىهمرفته به اصالت و خالص بودن آنها يقين كنيم . اين گزارشهاى همچنين با آنچه ما در مصر از پاپيروسها بهعنوان اسناد اصلى برداشت كردهايم ، تطبيق مىكند . ( 199 ) . رجوع كنيد به مبحث « ساكنان سرزمين ايران » در جلد اول كتاب حاضر . ( 200 ) . Terenozkin 178 . تراكم مهاجرت به خوارزم را S . L . Volin مورد بررسى قرار داده است : im : Vestnik drevnej istorii 1941 / I . S . ( درباره تاريخ قديم خوارزم ) S . L . Volin : Kistorii drevnego chorezma'' , 193 ff . ( 201 ) . درباره ماليات نگاه كنيد به مبحث « خراج و صدقه » در كتاب حاضر .