برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
187
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
زنان با همه توجهى كه زن ايرانى بهويژه بهعنوان مادر در داخل خانه از آن بهرهمند بود ، به ندرت در انظار عمومى ظاهر مىشد . در نظام حقوقى ساسانيان با زن در همه موارد نه بهعنوان عامل ، بلكه بهعنوان موضوع حقوقى رفتار شده است . البتّه توجه معطوف به وى به تدريج ، حتى اگر شرايط قديمى بهصورت صورى هم حفظ مىشد ، افزايش مىيافت . اين پيشرفت كه به موازات افزايش تضمين حقوق بردگان در عصر ساسانى ادامه داشت ) ، « 125 » در داستان عاشقانه روابط خسرو دوّم با سوگلى ( مسيحى ) وى شيرين نيز انعكاس مىيابد . در اغتشاشات قبل از بر تخت نشستن يزدگرد سوّم حتى براى مدت كوتاهى شاهزاده خانم آذرميدخت حكومت را در دست داشت . معهذا در سراسر آسياى غربى ( بهعلاوه بيزانس ) نظريات تندى درباره موقعيت زن در انظار عمومى انتشار داشت و اين ، خود دليل آن بود كه اصولا عقايد در اساس ملايمتر اعراب به تدريج از بين مىرفت و محجّب كردن زنان و محدود كردن آنان در حرم جايگزين آن مىشد . در نواحى دوردست ايران سنتهاى قديمى ساسانيان نيز بههرحال برقرار بود و بنابراين ، زن در آزادى عمل خود بسيار محدود ماند . در ديلم در پايان قرن چهارم هجرى قمرى / دهم ميلادى زنان اجازه داشتند فقط شبها و در لباس سياه از خانه خارج شوند . « 126 » و از طبس در كوير نمك گزارش شده است كه هنوز در سال 444 ه / 1052 م هر زنى كه با
--> ( 125 ) . Bartholomae , Die Frau im sassanidischen Recht , ( Heidelberg 1924 ) , S . 7 ; Christensen 317 f . محتوى اثر : D . pesle : La femme musulmane dans le droit , la religion et lesmoeurs , ( Rabat , 1946 ) , و نيز مانند : ( اسلام و زن ) Sa'id Al - Afguni : Al - Islam wa'l - mar , a كه براى من ناشناخته است . ( Damaskus 1945 ) . كه موضوع را در چهارچوب تئورى حقوق اسلام بررسى كرده است . Levy'Soc . I 131 - 191 ( 126 ) . مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 370