برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
166
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
دسته شمشير هندى ، يك جام طلايى به وزن 100 مثقال كه با مرواريد و 10 عدد ياقوت ارغوانى پر شده بود ، 20 ياقوت از بدخشان ، 10 اسب خراسانى و 5 برده پرارزش ترك . « 765 » مسعود غزنوى در برابر حكام همرتبه نيز بسيار باسخاوت بود ، چنان كه يكبار براى يكى از خانهاى قراخانى ( البتّه تعداد و ارزش هدايا نشانهء درجهء قدرت و توانگرى شخص بود ) دو دست لباس ( زربافت ) با سنگهاى قيمتى ، دستبندهايى از مرواريد ، شنلهاى مختلف از هر نوع ( از بيزانس و بغداد ، اسپهان و نيشاپور ) ، انواع مختلف پارچههاى كتانى ، پرده ، مشك ، عود ، عنبر و 2 گردنبند مرواريد فرستاد . « 766 » در سال 320 ه / 932 م نصر بن احمد سامانى به حاكم سيستان ، 10 سنگ ياقوت قرمز ، 10 عدد لباس گرانقيمت ، 10 برده و 10 كنيز ترك با جواهرات و لباسهايشان ، 10 اسب و كمربند ، و اضافه بر آن شعرى از رودكى « 767 » پيشكش كرد . اينكه اين مراسم مطابق با عادات قديمى بود ، « 768 » نياز به هيچ نوع اثباتى ندارد . اما به همان اندازه نيز اين امر ، تداوم عادتى قديمى بود كه خليفه از حكام هر ولايت انتظار هديهاى داشته باشد . در سال 125 ه / 743 م به دستور والى بركنارشدهء خراسان ، تنگهايى از طلا و نقره « 769 » و نيز ظرفهايى به شكل غزال ، شير و گوزن از طلا و نقره ساخته ، براى خليفه پيشاپيش فرستاده شد ، درحالىكه او
--> - به دور اين قطعات ظاهرا مىبايستى پردههايى پيچيده شده باشد . ( 765 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 296 ( ترتيب آنها درست مانند شمارش متن اصلى است ) . - امّا اينكه هداياى ( مربوط به خراج ) نيز هرگز خسيسانه نبود عتبى در ص 48 و بعد در مذاكره سبكتكين با عضد الدولة در حدود سال 364 ه / 6 - 975 م نشان مىدهد . ( 766 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 217 ؛ گرديزى : زين الاخبار ، ص 84 ( هداياى متقابل باهم تطابق داشتند ، بهويژه پوستهاى پرارزش : همانجا ) . ( 767 ) . تاريخ سيستان ، ص 316 ( شعر - مدحى براى گيرنده - در صفحه 323 - 316 چاپ شده است ) . ( 768 ) . رجوع كنيد به توصيف روشن كريستنسن : قبل ما 2 ، ص 407 و بعد . ( 769 ) . بدين شكل آن براى مسلمانان ممنوع است .