برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

164

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

1031 م در بلخ ) براى اولين‌بار نام خليفه جديد ذكر شد . مسعود غزنوى شكوه ظاهرى اين مراسم را توسعه داد و پول زيادى بين مردم تقسيم شد . « 752 » مذاكرات خاص سياسى « 753 » در هفته‌هاى بعد در ديوان وزارت انجام مىشد . ( اينكه فرستاده‌اى فقط از جانب وزير پذيرفته شود ، تنها زمانى پيش مىآمد كه وى فقط نامه‌اى براى وزير داشت كه البتّه طبعا از جانب وزير محلى نوشته شده بود ) . « 754 » وقتى كه به توافق مىرسيدند ، در بارعام جديدى ( 2 ژانويه 1032 ) « 755 » قرائت طرح قرارداد به فارسى و سرانجام ترجمه عربى آن انجام مىشد ، كه از جانب فرستاده با كلمه « شنودم » ( شنيدم ) مؤكدا تأييد مىشد . « 756 » چند روز پس از آن ( 7 ژانويه ) « 757 » فرستاده در بارعام خداحافظى حضور مىيافت و آنگاه مىتوانست با دريافت هداياى زيادى راه مراجعت را در پيش گيرد . « 758 » هدايا تبادل هدايا بين دو حاكم هم‌رتبه و يا ارسال آن به فرد عالىرتبه‌ترى ( حتى در هنگام

--> ( 752 ) . شبيه به اين تشريفات ، حتى باشكوه‌تر از آن از جانب محمود در سال 420 ه / 1029 م در پذيرايى يكى از حكام قراخانيان به نام قدير خان از كاشغر انجام شد : گرديزى : زين الاخبار ، ص 83 و بعد ( با توضيحات كافى ) . ( 753 ) . به همين سبب مىبايستى آموزشهاى شفاهى كه به فرستادگان داده مىشد ، حساب‌شده باشد . ( بيهقى : تاريخ ، ص 211 ) . - نگاه كنيد ؛ حميد الله 2 ، ص 170 - 162 . ( 754 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 513 ( سال 428 ه / 1037 م نزد يكى از وزراء مسعود غزنوى ) . ( 755 ) . يكشنبه ، در متن « پنج‌شنبه » ذكر شده است . ( 756 ) . رجوع كنيد به Ponjatno ' ' در سپاه امروزى روس پس از قرائت دستورات . ( 757 ) . جمعه ، در متن « شنبه » ( آنچه كه با تاريخ‌هاى گذشته به هيچ وجه مطابقت ندارد ! ) ( 758 ) . وصف پذيرايى فرستاده خليفه در نيشاپور در سال 421 ه / 1030 م ( بيهقى : تاريخ ، ص 44 - 41 ) و سفراء خليفه در دسامبر 1031 / ژانويه 1032 ( بيهقى : تاريخ ، ص 297 - 289 ) و نيز گزارش كوتاهى در تاريخ سيستان ، ص 379 ( پذيرايى چغرى سلجوقى در سيستان در سال 448 ه / 1056 م ) تنها گزارشهاى موجود درباره مراسم جشن شرفيابى است ، كه ما به طور كلى از آن زمان در دست داريم . مىتوان بدون شك گفت كه در اينجا توصيف مفصل اين پذيرايىها به‌عنوان نمونه ، معتبر است . چنان كه حتى پس از قرنها مىتوان تصويرى شبيه به آن را مثلا در دربار صفويه و يا نزد عثمانيها يافت .