برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

118

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

بسيارى از دوره‌ها نيز عنوان « وزير » « 405 » داشته است . منظور از وزير ( مانند ديگر فرهنگها و كشورها ) غالبا كسى بود كه بانفوذترين شخصيت در اطراف رئيس رسمى تشكيلات ادارى محسوب مىشد . از عصر آل بويه « 406 » و طاهريان نقل شده است كه منشيان ( مسيحى ) آنان ابراهيم و نيز استفان « 407 » نفوذ فوق‌العاده‌اى بر متصديان ديگر مناصب داشتند . به‌عنوان نشانهء لياقت وزير معمولا ( حد اقل در سال 403 ه / 1012 م توسط قابوس گرگانى و سال 426 ه / 1035 م توسط مسعود غزنوى ) ، « 408 » انگشترى به او اعطاء مىكردند . مناصب جنبى نيز بسيار وجود داشت . « 409 » معمول بود كه نظارت بر پليس به « صاحب الشرطة » ( و نيز « امير الشرط » ) واگذار شود « 410 » كه تحت فرمان حاكم بود . « 411 » منصب مهمى كه در اصل مىبايستى در اختيار حاكم باشد ، « 412 » و از زمان منصور ( 158 - 137 ه / 775 - 754 م در اختيار شخص خليفه بود « 413 » و بعد نيز

--> ( 405 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1458 ( سال 104 ه / 23 - 722 م : خراسان ) ؛ ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 157 ( سال 240 ه / 55 - 854 م : طبرستان ) ؛ نرشخى : تاريخ بخارا ، ص 79 ( بخارا ) . - بااين‌وجود ، « وزير » كلمه‌اى است كه ريشه عربى دارد . رجوع كنيد به مبحث « حس مليّت » در جلد اول كتاب حاضر . ( 406 ) . مسكويه : تجارب الامم ، ج 5 ، ص 465 . ( 407 ) . مسكويه : تجارب الامم ، ج 5 ، ص 352 ، ( Sabusti براساس ) . Mez . 48 f ( 408 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 82 ؛ بيهقى : تاريخ ، ص 151 . ( 409 ) . وزيرى معزول مقامهاى ذيل را در استان رى داشته است ( سال 304 ه / 17 - 916 م ) : مأمور امنيت عمومى و جنگ ؛ پيشنمازى ، مأمور مالياتى ، متصدى خالصه ( ضياع ) ، مأمور حقوقى ؛ رئيس اداره پست و اخبار ؛ مأمور مراسلات ، مسكويه : تجارب الامم ، ج 1 ، ص 46 . ( 410 ) . تاريخ سيستان ، ص 101 ، ص 126 ( حدود سال 62 ه / 682 م . 107 ه / 725 م : سيستان ) ؛ طبرى ، تاريخ 2 ، ص 496 ( - ابن اثير : الكامل ، ج 4 ، ص 81 ) و ص 592 ( سال 64 ه / 4 - 683 و 65 ه / 85 - 684 م : هرات ) ؛ همان كتاب ، ص 1504 ( سال 109 ه / 28 - 727 م : خراسان ) ؛ تاريخ سيستان ، ص 151 ( سال 169 ه / 785 م : سيستان ) . - . Fries 17 , 22 ( 411 ) . حاكم معزول خراسان ، شغل پيشنهادى رئيس پليس را رد كرد ، او به‌عنوان كسى كه تاكنون حاكم بوده است نتوانست به اين شغل راضى باشد ؛ در مقابل اداره بخشى از منطقه طخارستان را قبول كرد : طبرى ، تاريخ 2 ، ص 862 . ( 412 ) . رجوع كنيد به : ابن سعد ، ج 8 / 2 ، ص 101 پائين ، ص 103 وسط صفحه و پائين صفحه . ( 413 ) . قمى : تاريخ قم ، ص 17 ؛ يعقوبى : كتاب البلدان ، ج 2 ، ص 468 - و نيز