برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

119

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

به واليان مناطق واگذار گرديد ، « 414 » منصب قاضىالقضاتى ولايت « 415 » ( بعدها چندين ولايت باهم « 416 » ) بود . تصدى اين سمت اغلب مادام‌العمر بود ، بنابراين گاه دهها سال ادامه مىيافت « 417 » و اغلب از پدر به پسر منتقل مىشد ( مانند قرن چهارم هجرى قمرى / دهم ميلادى در فارس ؛ اعضاء خاندانى كه تا كرمان و غزنه نيز نفوذ داشتند ، « 418 » و نيز در حدود سال 390 ه / 1000 م در طبرستان ) . « 419 » ايرانيان خود اين مقام را با « بزرگ موبدان » عصر ساسانى مقايسه مىكردند . « 420 » اين سمت‌ها را ( كه فرماندهى گارد [ حرس ] و « صاحب الرسائل » جزو آن بود ) ابو مسلم در سال 129 ه / 747 م باهم عهده‌دار بود ، وى كه تصدى تشكيلات ادارى خراسان را نيز داشت ، « 421 » براى هريك از اين مشاغل سالانه 4000 درهم به‌عنوان حقوق دريافت مىداشت . « 422 » به زودى - همان گونه كه ديديم - حاكم ( عامل ، والى ) عملا به‌صورت حاكم مستقل محلّى ( كه اغلب امير خوانده مىشد ) درآمد . « 423 » با وجودى كه وى رابطه

--> - Mez 207 ; Emil Tyan : Histoire de l'organisation Judiciaire en pays d'Islam , ( Paris 1938 ) , S . 114 f , 132 f , 151 , 169 f . قبلا اين انتصاب توسط حاكم صورت مىگرفت ، رجوع كنيد به : طبرى ، 2 ، ص 1504 ( سال 109 ه / 28 - 727 م : خراسان ) . ( 414 ) . سياست‌نامه ، ص 38 ، 40 و بعد . ( 415 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1504 ( سال 109 ه / 28 - 727 م : مرو ) ؛ تاريخ سيستان ، ص 127 ( سال 111 ه / 729 م در سيستان : « اداره عدليه » ) . ( 416 ) . ياقوت حموى : ارشاد ، ج 2 ، ص 314 . ( 417 ) . تاريخ سيستان ، ص 155 ( سال 181 ه / 797 م ) . ( 418 ) . ابن بلخى : فارس‌نامه ، ص 116 و بعد و XX ؛ محمد بن ابراهيم : تاريخ آل سلجوق ، ص 4 . - و نيز رجوع كنيد به : Mez 221 . ( 419 ) . ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 76 و بعد . ( 420 ) . سياست‌نامه ، ص 39 ، و نيز جلد اول كتاب حاضر ، ص 338 و بعد . ( 421 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1968 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 5 ، ص 138 . ( 422 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1989 . ( 423 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 7 ، ص 5 ( عبد الله بن طاهر در خراسان ، متوفى 229 ه / 844 م ) . - فؤاد كوپرولو درباره وضع و مشخصات عامل ، به طور كلى گزارش خوبى به دست مىدهد : Mehmed Fuad KoprulU : Amil''in der EI , turk . I 402 - 404 .