پژوهشكده تحقيقات اسلامى

41

تاريخ انبياء ( فارسي )

آدم و حوّا بر خود ستم كردند و اين عمل اسباب زحمت و رنج آنان را فراهم كرد و سبب خروج از بهشت و زندگى در زمين شد كه همواره توأم با سختيها و گرفتاريهاست . آنان به ظلم خود اعتراف و به درگاه الهى توبه كردند : قَالا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِن لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ . ( اعراف : 23 ) گفتند : پروردگارا ! ما به‌خود ستم كرديم و اگر تو ما را نبخشى و به ما رحم‌نكنى ، از زيانكاران خواهيم‌شد . خداى مهربان نيز توبهء آنان را پذيرفت . گرچه عملى كه آنان انجام دادند گناه و معصيت نبود و تنها ترك اوْلى بود و موجب زحمت خود آنان شد ؛ اما از اينكه به هشدار الهى توجه نكردند ، پشيمان شدند و به درگاه او توبه كردند . « 1 » على بن ابراهيم در تفسير خود از امام صادق ( ع ) چنين نقل مىكند : هنگامىكه حضرت آدم از بهشت بيرون رفت ، جبرئيل نازل شد و گفت : آيا خداوند تو را به‌دست خود نيافريد و از روح خود در تو ندميد و فرشتگان را وادار نساخت‌كه بر تو سجده‌كنند و حوّا را به تو تزويج نكرد و تو را به بهشت درنياورد ؟ آيا به تو دستور نداد كه از آن درخت نخورى و تو سرپيچى كردى ؟ آدم گفت : شيطان به دروغ سوگند خورد و من باور نمىكردم كه مخلوق خدا ، سوگند دروغ ياد كند . « 2 » از اهداف قرآن در بيان سرگذشت پيامبران ، بيان نكات مهم اخلاقى و تربيتى براى ساختن انسان است . از اين رو ، به آنان هشدار مىدهد : يَا بَنِي آدَمَ لَايَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَاتَرَوْنَهُمْ . ( اعراف : 27 ) اى فرزندان آدم ! ( مراقب باشيد كه ) شيطان شما را فريب ندهد ، چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد ، لباسشان را از تنشان كند تا عورتهاى آنان را به ايشان نشان دهد . شيطان و ياران او از جايى شما را مىبينند كه شما آنها را نمىبينيد . . . . شيطان كار خويش را آغاز كرد و بين فرزندان آدم فتنه انداخت . قابيل را كه به مقام وصايتى كه پدرش به هابيل واگذاشته بود ، حسادت مىورزيد ، فريب داد و وسوسه كرد و قابيل دست خود را به خون برادر آلوده ساخت .

--> ( 1 ) . در مباحث اعتقادى پيرامون « عصمت انبياء » به تفصيل بحث شده و با ادله عقلى و نقلى به اثبات رسيده و آياتى كه ظاهراً با عصمت آنان منافات دارد ، توجيه و تفسير شده است . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 225 ، چاپ مكتبة المهدى .