ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

56

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

پيش از او به اصفهان آمده است . بركيارق به سوى خوزستان رفت و در عسكر مكرم فرود آمد . در آنجا در سال 494 امير زنكى و امير البكى پسران برسق نزد او آمدند و همراه او به همدان رفتند . در همدان امير اياز با پنج هزار تن از سپاهيان سلطان محمد به او پيوست . سبب آن بود كه در آن روزها امير آخر مرده بود . اياز مؤيد الملك را متهم كرده بود كه زهرش داده و اين ظن وقتى نيرو گرفت كه وزير امير آخر پس از اين حادثه بگريخت . اياز در زمرهء ياران امير آخر بود . او اين وزير را بگرفت و بكشت و به بركيارق پيوست . آنگاه امير سرخاب بن كيخسرو [ 1 ] صاحب آوه [ 2 ] نيز به او پيوست و شمار سپاهيانش نزديك به پنجاه هزار تن شد . سلطان محمد با پانزده هزار سپاهى به جنگ او آمد . از اين شمار نيز بيشترين به بركيارق پيوستند . نبرد در روز اول ماه جمادى الاولاى سال 494 آغاز شد . هزيمت در لشكر محمد افتاد ، مؤيد الملك اسير شد . او را نزد بركيارق آوردند . بسى ملامتش كردند ، سپس او را خود به دست خود بكشت . اين مؤيد الملك با اميران رفتارى ناپسند داشت و در كار كشور دارى به انواع حيل متوسل مىشد . الاعز ابو المحاسن وزير بركيارق . ابو ابراهيم اسد آبادى [ 3 ] را به بغداد فرستاد تا اموال و خزاين مؤيد الملك را بررسى كند و آنها را نزد بركيارق بياورد . او نيز برفت و اموالى وصف ناشدنى بياورد . گويند از جمله ذخاير او در بلاد عجم قطعه‌اى لعل بدخشى بود كه چهل و يك مثقال وزن داشت . سلطان محمد از آن پس خطير الملك [ 4 ] ابو منصور محمد بن الحسين [ الميبدى ] را به وزارت برگزيد . چون سلطان بركيارق به رى رفت كربوقا صاحب موصل و دبيس بن صدقه نزد او آمدند . پدر دبيس در اين روزگاران فرمانرواى حله بود . سلطان محمد پس از شكست از بركيارق در جرجان اقامت گزيد و نزد برادر خود سنجر كس فرستاد و از او يارى طلبيد . سنجر نيز هر چه را بدان نياز بود به نزدش فرستاد و پس از چندى سنجر خود از خراسان در حركت آمد و به نزد او رفت . سپس هر دو به دامغان لشكر بردند . دامغان را ويران كرد . به جانب رى روانه شدند . غلامان نظاميه و ديگران به نزد او گرد آمدند و جماعتش انبوه شد . شمار لشكريان بركيارق نيز افزون شده بود و چون تهيهء غذا و علوفه برايش ميسر نبود آنان پراكنده شدند . دبيس بن صدقه نزد پدر خود رفت . مودود [ 5 ] بن اسماعيل ياقوتى در آذربايجان خروج كرد . بركيارق قوام الدوله كربوقا را با ده هزار سپاهى به جنگ او فرستاد . امير اياز نيز اجازت خواست كه به بلاد خود همدان رود بدان قصد كه پس از عيد فطر باز گردد . بركيارق با اندكى از لشكريانش باقى ماند . چون شنيد كه برادرش محمد و سنجر

--> [ ( 1 ) ] متن : كنجر . [ ( 2 ) ] متن : و صاحباه . [ ( 3 ) ] متن : اسد آبادى . [ ( 4 ) ] متن : حطيب الملك . [ ( 5 ) ] متن : داود .