ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
50
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
قتل و غارت مبالغه نمودند . منقذ فرمانرواى شيزر با آنان مصالحه كرد . آنگاه حمص را محاصره كردند . صاحب حمص جناح الدوله نيز با آنان مصالحه نمود . سپس فرنگان به عكا رفتند . شهر عكا در مقابلشان پايدارى كرد . اين آغاز ورود ايشان به سواحل شام بود . عصيان امير انر و قتل او چون سلطان بركيارق به خراسان رفت امير انر را بر بلاد فارس امارت داد . پيش از اين شبانكاره بر فارس غلبه يافته بود . اينان از ايران شاه پسر قاورت فرمانرواى كرمان يارى خواستند . چون انر لشكر به فارس آورد ، با او به جنگ پرداختند و او را منهزم ساختند . انر به اصفهان گريخت و از سلطان اجازت خواست كه در آنجا بماند . سلطان او را امارت عراق داد و از سپاهيانى كه در آن حدود بودند خواست كه در فرمان او باشند . مؤيد الملك پسر نظام الملك از بغداد به حله رفت و صدقه او را گرامى داشت و از آنجا به نزد امير انر رفت و او را واداشت كه عليه سلطان بركيارق عصيان كند و از بركيارق سخت بيمناكش نمود . نيز اشارت كرد كه با محمد بن ملكشاه باب مكاتبت بگشايد . در اين ايام او در گنجه بود . اين راز نيز فاش شد و امير انر از سلطان بركيارق بيش از پيش وحشت زده شد بناچار سپاهى گردآورد و از اصفهان به رى رفت و به آشكارا علم مخالفت عليه سلطان را برافراشت و از او خواست كه مجد الملك باسلانى [ 1 ] را تسليم او كند . در اين احوال سه تن از تركانى كه در خوارزم زاده شده بودند و از جمله سپاهيان او بودند ، بر او زدند و با چند ضربت او را كشتند . لشكرش به هم برآمد و خزاينش را به غارت بردند . آنگاه پيكرش را به اصفهان بردند و در آنجا به خاك سپردند . خبر قتل او در همه جا پراكنده شد . در خوار [ 2 ] رى اين خبر به سلطان رسيد . سلطان براى جنگ با او مىآمد . او و مجد الملك باسلانى هر دو از اين خبر خوشحال شدند . اين واقعه در سال 492 اتفاق افتاد . امير انر مردى ديندار و صاحب مناقب بسيار بود . استيلاى فرنگان بر بيت المقدس بيت المقدس از آن تاج الدوله تتش بود و آن را به سقمان پسر ارتق تركمانى به اقطاع داده بود . تتش آن را از دست علويان مصر گرفته بود . چون پس از شكست انطاكيه كار تركان روى به ضعف نهاد مصريان براى باز پس گرفتن بيت المقدس دست به تلاش زدند . سردار دولتشان الافضل پسر بدر الجمالى لشكر به آن ديار كشيد و امير سقمان را و برادرش ايلغازى [ 3 ] پسران ارتق را و نيز پسر برادرشان ياقوتى و پسر عمشان سونج را در محاصره گرفتند و از هر سو
--> [ ( 1 ) ] متن : فخر الملك البارسلان . [ ( 2 ) ] متن : اهواز . [ ( 3 ) ] ابو الغازى .