ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
49
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
استيلاى فرنگان بر انطاكيه و بلاد ديگر از سواحل شام در اين سالها كار فرنگان بالا گرفته بود و بر صقليه غلبه يافته بودند و اينك قصد شام و تصرف بيت المقدس را داشتند . اينان مىخواستند از راه خشكى به آن ديار آيند از اين رو با پادشاه روم در قسطنطينيه باب مراسلت گشودند تا رفتن آنان را به شام آسان سازد . او نيز اجابت كرد ، بدان شرط كه انطاكيه را به او دهيد . فرنگان در سال 490 از خليج قسطنطينيه گذشتند . قلج ارسلان بن سليمان بن قتلمش فرمانرواى قونيه [ 1 ] و بلاد روم به دفاع برخاست ولى فرنگان سپاه او را در هم شكستند و به بلاد پسر لئون ارمنى در آمدند و تا انطاكيه پيش تاختند و مدت نه ماه آنجا را در محاصره گرفتند . فرمانرواى انطاكيه در اين ايام باغيسيان [ 2 ] بود و نيكو از شهر دفاع كرد . ولى پس از چندى فرنگان وارد شهر شدند و اين در اثر خيانت يكى از نگهبانان بود . فرنگان اين مرد را به مال و اقطاعات بفريفتند و او آنان را به نزديك بارو راهنمايى كرد و فرنگان از جايى كه به آنها نمود به شهر در آمدند و در بوقها دميدند . باغيسيان از شهر بگريخت تا به چهار منزلى رسيد . در آنجا به خود آمد و از كارى كه كرده بود پشيمان شد و بيهوش از اسب بر زمين افتاد . مردى ارمنى برسيد . سرش را ببريد و به انطاكيه برد . اين واقعه در سال 491 اتفاق افتاد . پس از اين شكست سپاهيان مسلمان گرد آمدند و از هر سو به انطاكيه راندند ، شايد شهر را از فرنگان باز ستانند از جمله قوام الدين كربوقا به شام آمد و سپاهى در مرج دابق بر او گرد آمد . دقاق پسر تتش و طغتكين [ 3 ] اتابك و جناح الدوله صاحب حمص و ارسلان تاش صاحب سنجار و سقمان بن ارتق و ديگران نيز به دو پيوستيد و به سوى انطاكيه در حركت آمدند و در كنار شهر فرود آمدند . امرا از كربوقا بيمناك شدند و او را به فرماندهى نپذيرفتند . شهر در محاصره افتاد و چون مسلمانان بسرعت و پيش از آنكه فرنگان مهيا شوند راهها را بسته بودند فرنگان دچار كمبود خوراك شدند . فرنگان از كربوقا امان خواستند ولى كربوقا امان نداد . بالدوين [ 4 ] و گودفروا [ 5 ] و كنت [ 6 ] صاحب رها و بوهموند [ 7 ] صاحب انطاكيه كه سردار سپاه بود و ريموند سنژيلى [ 8 ] دل بر هلاك نهاده با سپاه خود از شهر بيرون تاختيد . مسلمانان به سبب كينهاى كه از كربوقا در دل داشتند مقاومت نكردند و روى به گريز نهادند . آخرين كسى كه گريخت سقمان پسر ارتق بود . جماعت كثيرى از ايشان كشته شدند و لشكرگاهها را دشمن به غارت برد و غنايم بسيار به چنگ آورد . فرنگان به معرة النعمان رفتند و آنجا را تصرف كردند و در
--> [ ( 1 ) ] متن : مرقيه . [ ( 2 ) ] باغيسياه . [ ( 3 ) ] متن : طغرلتكين . [ ( 4 ) ] متن : بردويل [ ( 5 ) ] متن : كمدمرى . [ ( 6 ) ] متن : قمص . [ ( 7 ) ] متن : سمند . [ ( 8 ) ] متن : ضجيل .