ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
772
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
بفروختند . جماعتى از ايشان را كه برده كرده بودند به مصر بردند . اينان بعدها در زمرهء سپاهيان آن سامان درآمدند . چون نوقاى كشته شد پسرش جكك جاى او بگرفت . برادرش بر او بشوريد و به قتلش آورد . از اين رو يارانش از گردش پراكنده شدند و تصميم به سركوب او گرفتند . از كسانى كه در اين كار پيش قدم بودند يكى طغرلجاى و نايب و شوى خواهر او طاز بن منجك بود . اين خبر به او رسيد و او در آس [ 1 ] و روس به غزا رفته بود . بگريخت و به بلاد خويش آمد . سپس بار ديگر به لشكر خود پيوست و آهنگ قتال ايشان نمود و بر آنان غلبه يافت . توقتاى آن دو را بر ضد جكا پسر نوقاى يارى داد . جكا بگريخت و به بلاد ايلاق پناه برد . كوشيد كه در يكى از قلاع آن بلاد كه در دست دامادش بود موضع گيرد ولى صاحب قلعه او را بگرفت و نزد توقتاى آورد . توقتاى فرمان داد او را در سال 701 كشتند . طراى برادرش و قراكسك پسرش نجات يافتند . و ميدان براى توقتاى خالى ماند و از منازع و مخالف نشانى نماند . جاى پايش در دولت استوار گرديد و قلمرو خود را ميان برادرش سراى بوقا و دو پسر خود تقسيم كرد . منكلى بغا دو پسر خود را در ايالت نهردون [ 2 ] نزديك باب الحديد جاى داد . سراى پسر نوقاى از مقر خود بيامد و به سراى بوقا برادر توقتاى پناه آورد . او نيز پناهش داد و در نزد خود جايش داد . چون با او انس گرفت پرده از راز دل خود برگرفت و او را به عصيان عليه برادرش توقتاى ترغيب كرد . برادر بزرگتر از او به نام ازبك در نزد توقتاى مىزيست . سراى - بوقا سوار شده نزد او آمد تا با او در اين باب مشورت كند . چون بگفت به خشم آمد و برادرشان توقتاى را از اين راز بياگاهانيد . در حال فرمان احضار آن دو را بداد و هر دو را در دم بكشت . و قلمرو برادر را به قلمرو پسرش ايل بهادر افزود . سپس به طلب قراكسك پسر نوقاى فرستاد و او را از آن ناحيه دور گردانيد و او به نواحى شمال رفت و به يكى از ملوك آن طرف پناه برد . در سال 709 برادر توقتاى و پسرش ايل بهادر بمردند و توقتاى نيز در سال 712 هلاك شد . و اللّه تعالى اعلم . ازبك بن طغرلجاى بن منگو تيمور چون توقتاى هلاك شد قتلغ تمر با ازبك پسر برادرش طغرلجاى بيعت كرد و اين به اشارت تنوفالون زوجهء طغرلجاى بود . قتلغ تمر از او پيمان گرفت كه مسلمان باشد . او نيز اسلام آورد و مسجدى بنا كرد . برخى از اميرانش اين عمل او را ناخوش داشتند و كشتندش .
--> [ ( 1 ) ] متن : اللاز . [ ( 2 ) ] متن : طان .