ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

766

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

جغاتاى را براى باز پس گرفتن سرزمينشان يارى مىكرد . چون براق از نبيرگان جغاتاى به حكومت رسيد به يارى او لشكرها و اموال فرستاد تا بر قيد و نبيرهء اوكتاى غلبه يافت . در اين هنگام از صاحب تخت جدا شد و خود به استقلال بر سرزمين پدرانش به حكومت نشست . چون براق بمرد بعد از او دوواخان به امارت رسيد و پس از او چهار پسرش يكى پس از ديگرى . يعنى : قونجوق [ 1 ] ، اسن‌بغا [ 2 ] ، كبك و ايلچى كداى [ 3 ] پس از ايشان دواتمر و ترماشيرين [ 4 ] و سپس بوزون [ 5 ] . در اين فواصل كسانى براى به دست آوردن ملك شورشهايى برپاى كرده‌اند چون سيساور بن اركتم بن بغاتمر بن براق ولى كار بر آنان قرار نگرفته است . دولت اين خاندان پس از ترماشيرين همچنان در پريشانى بود تا آنگاه كه چنگشاى [ 6 ] از نبيرگان دووا پسر براق خان پسر اسن‌دووا [ 7 ] به حكومت رسيد . اينان همه بر دين مجوس بودند . بويژه بر دين چنگيزخان كه خورشيد را مىپرستيد . بعضى گويند كه او بر دين بخشيان بود . فرزندان جغاتاى آيين چنگيز خان را نيكو پاس مىداشتند و از ياساهاى او پيروى مىنمودند مثل صاحبان تخت . در سال 725 ترماشيرين اسلام آورد و بازرگانان مسلمان را كه به آن حدود آمد و شد مىكردند ، اكرام مىنمود . بازرگانان مصر پيش از اين به آن بلاد حق ورود نداشتند ، چون شنيدند كه مسلمان شده آهنگ او كردند و سپاسها گفتند . چون دولت خاندان چنگيز خان در همه جا منقرض شد ، از اعقاب جغاتاى كه در سمرقند و ما وراء النهر بودند پادشاهى ظهور كرد به نام تمر ( تيمور ) و من نمىدانم چگونه نسب خود به جغاتاى مىرساند . بعضى مىگويند كه او از نسل جغاتاى نيست ، بلكه كودكى از اعقاب ملوك اين خاندان به نام تغتمش يا محمود بعد از مرگ پدر آن كودك را در سيطرهء خود گرفته بود و بر او تحكم مىكرد . بنابر اين از امراى اين خاندان بوده است ، نه از اعقاب آن . يكى از مردم چين كه با او ديدار كردم مىگفت كه پدرش نيز همانند او امارت داشته است ولى نمىدانم كه از فرزندزادگان جغاتاى است يا همپيمانان و متابعان ايشان . فقيه برهان الدين خوارزمى كه از علماى خوارزم و اعيان آن بود مرا گفت كه در آغاز ظهور تيمور مردى بود از امراى مغول به نام حسن . و مرد ديگرى بود در خوارزم از ملوك سراى صاحب تخت معروف به حاج حسن صوفى .

--> [ ( 1 ) ] متن : كجك . [ ( 2 ) ] متن : اسعا . [ ( 3 ) ] متن : انجكداى . [ ( 4 ) ] متن : ترماشين . [ ( 5 ) ] متن : توزون . [ ( 6 ) ] متن : جنقصو . [ ( 7 ) ] متن : سنتف .