ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
759
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
و باكرى [ 1 ] و ارجيش را قتل و غارت كردند . طايفهاى ديگر از آذربايجان به اعمال اربل آمدند . در راه به تركان ايوانى [ 2 ] و كردان جوزقان رسيدند . اموالشان را تاراج كردند و خودشان را كشتند . والى اربل به يارى مردم اربل و لشكر موصل به دفع ايشان بيرون آمد ولى به آنان دست نيافت . مغولان بازگشتند و شهرهايى همه ويران و خالى از سكنه بر جاى نهادند . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين . خبر از چنگيزخان و تقسيم كردن او بلاد را ميان فرزندانش و استقلال او در فرمانروايى قراقروم و بلاد چين چنگيزخان سلطان تاتار بود در زمان خود . و سلطان مغول كه يكى از طوايف ايشان است . در كتاب شهاب الدين احمد بن يحيى بن فضل اللّه [ مسالك الابصار فى ممالك الامصار ] آمده است كه قبيلهء او از مشهورترين و بزرگترين قبايل مغول است . زائى كه ميان گاف و خاء خان واقع شده صريحا زاء تلفظ نمىشود ، چيزى است ميان صاد و زاء . نام او تمرچين ( تموچين ) است و او را چنگز ( چنگيز ) مىخواندند . خان كه متمم نام اوست در زبان ايشان به معنى شاه است . و نسب او از اين قرار است : چنگيز پسر يسوگاى بهادر [ 3 ] ، پسر برقان [ 4 ] بهادر ، پسر قابول قاآن [ 5 ] ، پسر تومبيناى ساچان [ 6 ] ، پسر باى شينگقور دوقشين [ 7 ] پسر قايدو ، پسر قاچى كولوك ، پسر مانان تودون ، پسر قيبچى بهادر پسر بودونچر . يازده اسم است همه اعجمى و ضبط آنها دشوار [ 8 ] . شهاب الدين احمد بن يحيى بن فضل اللّه از شمس الدين اصفهانى كه امام علوم معقول در شرق است و دانش خويش از نصير الدين طوسى گرفته است گويد : بودونچر [ 9 ] نام زن است و او جدهء ايشان بوده و پدر نداشتهاند . بعضى گويند كه او شوى داشته و صاحب دو پسر بوده به نام بالگونوتاى [ 10 ] و بوگونوتاى [ 11 ] . چون شويش بمرد آن زن باز هم آبستن شد و سه فرزند ديگر آورد در حالى كه شوهرى نداشت . خويشاوندانش او را نكوهش كردند ، او گفت كه در يكى از روزها نورى ديده كه سه بار به فرج او داخل شده و از آن پس آبستن شده است .
--> [ ( 1 ) ] متن : هاكرى . [ ( 2 ) ] متن : ايوبى . [ ( 3 ) ] متن : بيسوكى بن بهادر . [ ( 4 ) ] متن : تومان . [ ( 5 ) ] متن : برتيل خان . [ ( 6 ) ] متن : تومينه . [ ( 7 ) ] متن بادسنقر . [ ( 8 ) ] باقى اسمها كه در متن آمده از اين قرار است : تيوان ديوم بن بقاين مودنجه كه مجموعا هفت اسم مىشود نه يازده اسم . [ ( 9 ) ] متن : مودنجه . توضيح آنكه نام آن زن آلانقوا بوده و نام شوهرش دوبون مارگان و بودونجر نام پسر سوم اوست . پل پليو ، تاريخ سرى مغول ، ترجمهء شيرين بيانى ( چ دانشگاه ) ص 4 . [ ( 10 ) ] متن : بكتوت . [ ( 11 ) ] متن : بلكتوت .