ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

758

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

فروماند . اتابك خود ، او ترخان را با چهار هزار سپاهى بر مقدمه روان داشت . او بازگشت و گفت مغولان به حدود ملازگرد واپس رفته‌اند . يارانش اشارت كردند كه به اصفهان رود ، ولى صاحب آمد او را ترغيب كرد كه به بلاد روم رود و او را گفت اگر به روم لشكر برد آنجا را تصرف خواهد كرد و دست به دست قفچاق خواهد داد . و به يارى ايشان بر مغولان پيروز خواهد شد . و او را وعده داد كه خود به ياريش خواهد آمد و قصدش آن بود كه از فرمانرواى روم انتقام بگيرد ، زيرا برخى از قلاعش را تصرف كرده بود . اين دمدمه در او بگرفت و از اصفهان منصرف شده در شهر آمد فرود آمد . تركمانان او را خبر دادند كه آتشهاى مغولان ديده‌اند ولى جلال الدين دروغگويشان خواند . در اين حال در اواسط شوال سال 625 مغولان به آمد درآمدند و خيمهء او را در ميان گرفتند . اتابكش اوترخان بر دشمن تاخت و آنان را از گرد خيمه دور كرد . سلطان زن و فرزند و پرده‌سراى خويش به اميران خود سپرد . اوترخان پىدرپى بر لشكر حمله مىآورد تا سلطان از چشم دشمن ناپديد شد . اوترخان بعدا به اصفهان رفت و بر آن شهر مستولى شد و همچنان اصفهان در دست او بود تا مغولان در سال 639 بر آن غلبه يافتند . سلطان در خفا مىراند . در بندها و دره‌ها پر از مفسدان شده بود . و همه به قتل و غارت مشغول بودند . اوترخان اشارت كرد كه بازگردد . سلطان به قراء ميافارقين بازگشت و در خرمنجاى آن فرود آمد . اوترخان از او جدا شده به حلب رفت . مغولان در آن خرمنجاى به او حمله كردند و همه يارانش را كشتند . او خود از ميانه بگريخت و به كوهستانهاى كردان پناه برد . كردان بر سر راهها كمين كرده بودند كه كاروانها را بزنند . او را گرفتند و لخت كردند و آهنگ قتل او نمودند . يكى از آن ميان او را بشناخت . به خانهء خود برد تا وسيلهء فرارش را به جاى امنى فراهم كند . فرومايه مردى كه مىخواست انتقام خون برادرش را ، كه در جنگ خلاط كشته شده بود ، از خوارزميان بستاند به آن خانه درآمد و او را بكشت . مردم آن خانه نتوانستند جانش را برهانند و آنان را سودى حاصل نشد . مغولان پس از اين واقعه در سواد آمد و ارزن و ميافارقين و ساير بلاد ديار بكر پراكنده شدند . همه جا را ويران كردند و كشتار و تاراج نمودند . و شهر اسعرد را پس از پنج روز محاصره تصرف كردند . سپس به ميافارقين لشكر بردند مردم ميافارقين به مقاومت پرداختند . آنگاه به نصيبين لشكر بردند و در نواحى آن قتل و تاراج كردند . آنگاه سنجار و جبال خابور را مورد تاخت و تاز خويش قراردادند . سپس بدليس [ 1 ] را به آتش كشيدند و به اعمال خلاط راندند

--> [ ( 1 ) ] متن : ايدس .