ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

743

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

تهديد كرد . اسد الدين در عصيان خويش پاى فشرد و اين اختلاف هر چه عميقتر شد و فتنه بزرگتر گرديد . عربها نيز اين اختلاف را مغتنم شمردند و دست به آشوب و فساد زدند . الملك المنصور ايوب از زندان به پسرش پيام داد كه دملوه را تسليم كند مبادا سبب قتل او در زندان شود . اسد الدين عبد اللّه از پيام پدر سر برتافت و او را پاسخى درشت گفت . چون الملك المجاهد از مصالحه نوميد گرديد پدرش را در زندان به قتل آورد . مردم دملوه به سركردگى اشراف بنى حمزه قيام كردند و با اسد الدين الملك الظاهر عبد اللّه بن الملك المنصور ايوب ، بيعت كردند . او لشكرى به سردارى الشهاب الصفوى به زبيد فرستاد و آنجا را محاصره نمود و فتح كرد . الملك المجاهد على بن داود لشكرى به سردارى على بن دواتدار به دفع او فرستاد . چون به زبيد نزديك شدند ، گرفتار سيل شدند و مردم زبيد بر ايشان شبيخون زدند . بسيارى را كشتند و امرايشان را اسير كردند . الملك المجاهد سردار خود على را متهم كرد كه با دشمن او سروسرى دارد . پس به او نامه‌اى نوشت و او را براى تحصيل اموال به عدن فرستاد و به موالى عدن نوشت كه او را دستگير كند . قضا را نامه به دست الملك الظاهر افتاد و آن را نزد دواتدار فرستاد . او به عدن بازگشت و آنجا را محاصره كرد و بگشود و در سال 723 در عدن به نام الملك الظاهر خطبه خواند . سپس فرمانرواى صنعاء و خوص را نيز استمالت كرد و ايشان را به دعوت به نام الملك الظاهر برانگيخت الملك المجاهد على بن داود به ميان قبايل مذحج و اكراد كس فرستاد و از ايشان يارى خواست ولى ايشان به ياريش برنخاستند . او در آن هنگام در حصن معديه بود . سپس الملك الظاهر به اشراف مكه و قاضى آن نجم الدين الطبرى نامه نوشت و خبر داد كه در يمن كار بر او قرار گرفته است . و اللّه تعالى ولى التوفيق . لا رب سواه . رسيدن لشكرها از مصر به يارى الملك المجاهد و استيلاى او بر امر و مصالحه با الملك الظاهر چون الملك الظاهر عبد اللّه بن الملك المنصور ايوب بر قلاع يمن مستولى شد و آنها را از الملك المجاهد على بن داود بگرفت ، او را در قلعهء معديه محاصره نمود . در سال 724 المجاهد نزد الملك الناصر محمد بن قلاون كسى را به دادخواهى فرستاد . سلطان نيز در سال 725 لشكرى به سردارى بيبرس الحاجب و اينال از امراى دولتش به يارى او فرستاد . الملك المجاهد به يارى اين لشكر از حصن معديه در نواحى عدن به تعز رفت .