ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

711

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

شورش منطاش و استيلاى او بر حكومت و به خوارى افتادن چوپانى و محبوس شدن الناصرى و امراى بيبغاوى در اسكندريه از آن هنگام كه منطاش با الناصرى به مصر آمده بود همواره مترصد آن بود كه غدر كند و خود زمام دولت را به دست گيرد زيرا از اقطاعات چندان بهراى نيافته بود و چون مشاغل و وظايف را تقسيم كردند كارى به او رجوع ننمودند و الناصرى نيز حق خدمت او را در سركوبى دشمنان رعايت نمىكرد ، مماليك چوپانى ، چون اميرشان محبوس شد و الناصرى در حلب عصيان كرد به او پيوستند و در شمار سپاهيان او درآمدند . سپس با منطاش رابطه برقرار كردند چنان كه ميان آنان و منطاش انسى پديد آمد و صفايى حاصل شد . منطاش جمعى از ايشان را واداشت كه عليه سرورشان بشورند و خود با چوپانى اظهار دوستى مىنمود . چنان كه همواره در مجلس او حاضر مىشد و با نديمان او مىآميخت و بر سفرهء او حاضر مىگرديد . مماليك بيبغاوى همه از الناصرى كينه به دل داشتند زيرا او را در تقسيم راتبه‌ها و اقطاعات مقصر مىشمردند و همواره در دل هواى عصيان داشتند . چون منطاش ايشان را به عصيان فراخواند آنان خود پيش قدم شدند و اين عصيان را در دل او بياراستند ولى به هنگام نياز به ياريش برنخاستند . آنگاه الناصرى و چوپانى را از اين توطئه آگاه كردند . آن دو تصميم گرفتند كه منطاش را از قاهره دور سازند و به شام فرستند . منطاش خود را به بيمارى زد و چند روز در خانه بماند ولى در انديشه بود كه چگونه كار خويش آغاز كند . روز دوم بيماريش چوپانى به عيادت او رفت . منطاش جمعى از مردان آشوبگر را در خانهء خود به كمين نشانده بود . چون چوپانى درآمد بيكباره او را فروگرفتند و كشتند . منطاش سوار شده به رميله رفت . و مراكب امرا در باب الاصطبل به غارت رفت . منطاش در كنار منارهء مدرسه ناصريه ايستاد . مدرسه را پر از تيراندازان و جنگجويان كرده بود و يكى از امرا كه از اصحاب او بود بر آنان فرمان مىراند . اينان منطاش را حمايت مىكردند . كسانى كه در شورش با او ميعاد نهاده بودند ، از مماليك اشرفيه و غير ايشان و نيز آنان كه از مماليك الملك الظاهر برقوق باقى مانده بودند ، همه نزد او گرد آمدند ، آشوب و بانگ و خروش برخاست . امراى بيبغاوى از خانه‌هاى خود سوار شدند و چون به رميله رسيدند ، ايستادند تا بنگرند كه كار به كجا مىكشد . الناصرى با ياران خود از اصطبل بيرون آمد و امرا را فرمان داد كه بر آنان حمله برند ، ولى آنان حمله نكردند . خود نيز حمله نكرد . ياران او و ياران منطاش همچنان درنگ مىكردند . مماليك الملك الظاهر برقوق به سبب فرو افتادن سرورشان از قدرت به الناصرى پيوستند .