ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

654

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

دوست خود قوصون به وحشت افتاده بود و بر خودكامگى و قدرتى كه يافته بود حسد مىبرد . چون لشكر از مصر بيرون برد نزد احمد بن الملك الناصر در كرك كس فرستاد و با او بيعت كرد . آنگاه به شام رفت و در دمشق دعوت او آشكار كرد و طقزدمر نايب حماة را به دمشق فراخواند . او نيز دعوت وى اجابت كرد . اين خبر به طنبغا نايب دمشق كه حلب را در محاصره گرفته بود رسيد . دست از محاصره بداشت . قطلوبغا او را به بيعت احمد فراخواند . او سر برتافت . يارانش از گردش پراكنده شدند . و او به مصر رفت و قطلوبغا الفخرى بر شام مسلط شد و سراسر به دعوت احمد پرداخت . آنگاه امراى مصر را به احمد فراخواند آنان نيز اجابت كردند . در مصر ، ايدغمش و آقسنقر السلارى و غازى و پيروانشان از ميان امرا به بيعت احمد گرويدند . قوصون كافل مملكت از آنان به بيم افتاد و آهنگ دستگيريشان نمود . قوصون بايلبغا [ 1 ] اليحياوى و ديگر اصحابش در اين باب مشورت كرد . آنان او را فروگذاشتند و شبانه سوار شدند و رفتند . ايدغمش در نزد او بود و سمت امير آخورى داشت . قوصون خواست با او سوار شود ولى ايدغمش به دو پاسخ نداد . سپس خود برفت و به شورشيان پيوست و ندا در داد كه خانه‌هاى قوصون را تاراج كنيد . عوام و شورشگران خانه‌هاى او را تاراج كردند و ويران نمودند و حمامهايى را كه در قرافه در فرود قلعة الجبل ساخته بود همه با خاك يكسان كردند و خانهء شيخ آن ناحيه شمس الدين الاصفهانى را نيز غارت نمودند و جامه‌هايش را از تن كنده بردند . دست اوباش و غوغا در شهر گشوده شد و مردم را كه خانه‌هايشان به غارت مىرفت رنج فراوان رسيد . خانهء قاضى حنفى حسام الدين الغورى نيز به غارت رفت . زن و فرزندش را نيز اسير كردند . يكى از كسانى كه با قاضى دشمنى داشت مردم را به خانهء او كشانده بود و از اين باب ننگى بزرگ را متحمل شد . ايدغمش و يارانش به قلعه درآمدند و قوصون را گرفتند و به اسكندريه فرستادند . قوصون در زندان بمرد . قوصون جماعتى از امرا را براى سركوب طنبغا الصالحى فرستاده بود . قراسنقر السلارى از پى ايشان برفت ، آن اميران و صالحى را بگرفت و همه را بعدها در سال 745 به اسكندريه فرستاد . آنگاه خبر اين پيروزيها به احمد بن الملك الناصر فرستاد و جماعتى از امرا را در بند نمود . سلطان احمد بن الملك الناصر در ماه رمضان سال 742 از كرك بيامد . طشتمر نايب حمص و اخضر نايب حلب و قطلوبغا الفخرى با او بودند . احمد طشتمر را نيابت مصر داد و قطلوبغا الفخرى را به دمشق ، به نيابت فرستاد . پس از يك ماه يا در همان حدود ، اخضر را دستگير كرد و ايدغمش و اقسنقر السلارى را نيز بگرفت ، ولى از تقصير ايدغمش بگذشت و او را نيابت

--> [ ( 1 ) ] متن : طنبغا .