ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
653
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
امتناع كرد . سلطان پسر خود ابو بكر را به جانشينى برگزيد و ديده بر هم نهاده بمرد . بشتك ميل آن داشت كه پسر ديگر سلطان كه احمد نام داشت و در كرك مىزيست به جانشينى پدر برگزيده شود ، ولى قوصون گفت از وصيت او سر برنخواهد تافت . سرانجام پس از گفتگوهايى بشتك با ابو بكر بيعت كرد و او را الملك المنصور لقب دادند . قوصون زمام امور دولت او را به دست گرفت . قطلوبغا الفخرى نيز با او همدست بود . نيابت سلطنت را به طقزدمر [ 1 ] دادند و طشتمر را به حلب فرستادند . و اخضر به جاى طغراى امارت حمص يافت و كتبوقا الصالحى را در دمشق ابقا كردند . بشتك از خودكامگى امير قوصون و قطلوبغا الفخرى بيمناك شد . خواست نيابت دمشق را به او دهند . از روزى كه براى دستگيرى تنكز به دمشق رفته بود هواى امارت دمشق بر سرش افتاده بود . چون امارت دمشق يافت و براى وداع آمد قطلوبغا الفخرى او را گرفت و به اسكندريه فرستاد . در اسكندريه زندانش كردند . سلطان ابو بكر سرگرم لذات خود شد و از كار ملك غافل ماند . شبها در لباس مبدل در كوچههاى شهر با عامهء مردم مىگرديد . امرا اين اعمال او را نكوهش كردند . قوصون و قطلوبغا او را خلع نمودند . مدت حكومتش از آغاز بيعت پنجاه و هفت روز بود . او را نزد قوصون فرستادند . قوصون به زندانش فرستاد و برادرش كچك را به جاى او نشاندند و او را الملك الاشرف لقب دادند و طقزدمر را از نيابت سلطنت خلع كردند و قوصون خود اين منصب به عهده گرفت . طقزدمر را به نيابت حماة فرستادند و حماة را از الملك الافضل بن المؤيد گرفتند و به او دادند و او آخرين كسى بود از خاندان الملك المظفر كه بر اين شهر فرمان راند . طاجار دواتدار را نيز گرفتند و به اسكندريه فرستادند . او در دريا غرق شد . و اللّه تعالى ينصر من يشاء من عباده . كشته شدن قوصون و حكومت احمد بن الملك الناصر چون امراى شام خبر يافتند كه قوصون زمام امور دولت را در دست گرفته است بر او حسد بردند و عزم آن كردند كه با احمد بن الملك الناصر بيعت كنند . احمد در آن ايام در كرك مقيم بود . از آن وقت كه پدرش او را به كرك فرستاده بود در آنجا بود . طشتمر نايب حمص و اخضر نايب حلب به او نامه نوشتند و وى را به پادشاهى فراخواندند . خبر به مصر رسيد . قطلوبغا با لشكرى به محاصرهء كرك بيرون آمد و نزد طنبغا الصالحى نايب دمشق كس فرستادند . او نيز به حلب لشكر برد تا طشتمر نايب حمص و اخضر را در بند آرد . قطلوبغا الفخرى از
--> [ ( 1 ) ] متن : طقرمرد .