ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

649

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

وفات سلطان ابو سعيد پادشاه عراق و انقراض امر خاندان هلاكو ابو سعيد پادشاه مغول در عراق ، پسر خربنده ، پسر ارغون [ 1 ] ، پسر آباقا ، پسر هلاكو ، پسر تولوى خان ، پسر چنگيز خان در سال 736 پس از بيست سال سلطنت بمرد و از او فرزندى باقى نماند . با مرگ او دولت خاندان هلاكو ( ايلخانان ) به پايان رسيد و فرمانروايى عراق به دست ديگران افتاد و دولت مغول در ديگر ممالكشان پراكنده شد و ما در اخبار ايشان خواهيم آورد . چون شيخ حسن در بغداد زمام امور را به دست گرفت منازعاتش افزون شد . پيش از وفات ، رسولانش را نزد الملك الناصر فرستاد و از او يارى خواست كه بغداد را به او تسليم كند و به نزد او گروگانهايى نهد . در عوض الملك الناصر سپاهى در اختيارش گذارد تا با آن دشمنانش را از ميانه بردارد . الملك الناصر نيز اجابت كرد ولى در همان نزديكى بمرد و اين امر به پايان نيامد . و الامر للّه وحده . رسيدن هديهء ملك مغرب اقصى با رسولانش و دخترش با حجاج دولت بنى مرين در مغرب اقصى در اين روزگاران نيرومند شده بود و به دست سلطان ابو الحسن على بن سلطان ابو سعيد عثمان بن سلطان ابو يوسف بن عبد الحق كه نياى ايشان بود ، افتاده بود . او به كشورهاى همجوار خود طمع ورزيد و لشكرى به مغرب اوسط فرستاد . مغرب اوسط در تصرف بنى عبد الواد بود كه دشمنان قوم او - زناته - بودند . پادشاهشان ابو تاشفين عبد الرحمان بن ابى حمو موسى بن ابى سعيد عثمان بن سلطان يغمراسن بن زيان بود . و زيان نيز جد ملوكشان بود . كرسى اين دولت شهر تلمسان بود . سلطان ابو الحسن هفده ماه تلمسان را محاصره نمود و منجنيقها نصب كرد و گرداگرد شهر موانعى ايجاد كرد تا ارزاق و خواربار به شهر نرسد و يك يك اعمال شهر را گرفت تا بالاخره شهر را به جنگ گشود . اين پيروزى در پايان سال 737 بود . پس از پيروزى سلطانش را كه اسير شده بود بر در قصرش به قتل رسانيد و ما در اخبار ايشان خواهيم آورد . چون بر دشمن غلبه يافت به الملك الناصر محمد بن قلاون فرمانرواى مصر نامه نوشت و پيروزى خويش خبر داد و گفت چگونه مانعى را كه در راه حجاج بود از ميان برداشته و اينك نظارت مىكند تا راهشان هموار شود و وسايل سفرشان مهيا گردد . بر يكى از زنان پدرش سلطان ابو سعيد عثمان ، حج واجب شده بود و او سرگرم فتح تلمسان بود . چون تلمسان را

--> [ ( 1 ) ] متن : بغو .