ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
650
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
فتح كرده و دشمن را از بين برده بود او را با سازى در خور شأن وى به حج فرستاد و با او هدايايى فخيم مشتمل بر پانصد سر اسبان مغربى با زين و ستام و همهء آنچه سواران را به كار آيد چون شمشير و ديگر ساز و برگ و طرايف مغرب از ظروف و اوانى و جامههاى حرير و پشمى و كتان و انواع پوستها و چرمها و انواع گوهرها از مرواريد و ياقوت و امثال آنها ، از راه مودت و دوستى ارسال داشت . و احوال ممالك مغرب را بر سلطان ممالك مشرق عرضه داشت و تا اين كاروان هدايا و حجاج در نظر الملك الناصر بزرگ آيد جماعتى از بزرگان قوم خود را و وزرا و درباريانش را با آن همراه نمود . اين كاروان عظيم در سال 738 به مصر رسيد . سلطان نيز آنان را به غايت مورد اكرام قرار داد و براى حمل آن هدايا از رود نيل سى استر ختلى غير از اشتران بختى و ديگر اشتران روانه داشت . آنگاه خود در آن روز فراموش ناشدنى به مجلس نشست و آنان بر او داخل شدند و آن هدايا تقديم داشتند همهء اهل دولتش در آن مجلس مشمول احسان گرديدند . سلطان الملك الناصر از ميان آن هدايا مرواريدها و ياقوتها را برگزيد . آنگاه مسافران را در منازل خود تقسيم كرد و در اكرام و بزرگداشت ايشان دقيقهاى فروگذار ننمود . و به ايشان اموالى بخشيد و زاد راه فراهم نمود و چند تن از امراى خود را در خدمتشان به حجاز فرستاد تا در آن سال حج خود به جاى آورند و نزد پادشاهشان بازگردند . الملك الناصر با آنان هديهاى براى ملك مغرب فرستاد ، مشتمل بر جامههاى حرير كه در اسكندريه بافته شده بود و مقرر كرد كه هر سال يك بار از آن جامهها به خزانهء سلطان رسد و بهاى آن در آن روزگار پنجاه هزار دينار بود . علاوه بر آن خيمهاى از خيمههاى شاهى را كه در شام ساخته شده بود به صورت خانهها و گنبدها كه دامنهاى آن با ميخهاى آهنين و چوبى به زمين محكم مىشد و نيز خيمهاى كه رويهء آن از پارچهاى پنبهاى بود و آستر آن از حرير عراقى و در نهايت صنعت و ظرافت و ده سر اسب از اسبان خاص شاهى با زينها و لجامهاى شاهانه از طلا و نقره و مرصع به لآلى و ديگر جواهر . همراه با آن اسبان كسانى فرستاد كه به خدمت آنها قيام كنند . اين هدايا را نزد سلطان مغرب بردند . مورد قبول و خشنودى او قرار گرفت . سلطان مغرب رسولان را با نامههاى مودت آميز بازگردانيد و رشتههاى دوستى ميان دو طرف سخت استوار گرديد و تا پايان زندگى هر دو اين دوستى برقرار خود بود . و اللّه تعالى ولى التوفيق . وفات خليفه ابو الربيع و خلافت پسرش گفتيم كه الملك الظاهر بيبرس يكى از فرزندان الراشد را با عنوان خليفه برگزيد . اين مرد در همان اوان از بغداد رسيده بود و نامش احمد بن محمد بود . ما پيش از اين سلسلهء نسبش را تا راشد بيان كرديم . با او در سال 660 به خلافت بيعت شد و او را الحاكم بامر اللّه