ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
648
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
پس از مرگ الملك الناصر بمرد . پس از او برادرش سليمان بن مهنا به حكومت نشست . سليمان نيز در سال 743 درگذشت و شرف الدين عيسى پسر عمويش فضل بن عيسى جانشين او شد . او نيز در سال 744 در قدس هلاك شد و در كنار قبر خالد بن وليد ، رضى اللّه عنه ، به خاك سپرده شد و برادرش سيف بن فضل جانشين او گرديد . سيف بن فضل را الملك الكامل بن الملك الناصر سلطان مصر در سال 746 عزل كرد و [ سيف ] بن مهنا بن عيسى را به جاى او گذاشت . سپس سيف بن مهنا را هواى جنگ در سر افتاد . فياض بن مهنا با او نبرد كرد . سيف منهزم شد . سپس سلطان حسين بن الملك الناصر در بار اول كه به حكومت رسيد و در كفالت بيقاروس بود . احمد بن مهنا را بر احياء عرب امارت داد و فتنه فرو نشست . سيف بن مهنا در سال 762 بمرد و برادرش حيار بن [ 1 ] مهنا را حسين بن الملك الناصر بار دوم كه به حكومت رسيد امارت آن نواحى داد . در سال 765 حيار بن مهنا شورش كرد و چند سال در باديه ماند . تا آنگاه كه نايب حماة شفاعت كرد و او به امارتش بازگرديد . سپس در سال 770 بار ديگر عصيان كرد . اين بار سلطان الملك الاشرف شعبان بن حسين پسر عمش زامل بن موسى بن عيسى را به جاى او گذاشت . زامل به نواحى حلب رفت . بنى كلاب و ديگران گردش را گرفتند و در آن بلاد دست به آشوب زدند . فرمانرواى حلب در اين ايام قشتمر المنصورى بود . به جنگ ايشان رفت و تا لشكرگاهشان پيش تاخت و چارپايانشان را پيش كرده ببرد و به خيمههايشان نيز دستبرد زد . آنان نيز دل بر مرگ نهادند و سپاهيان او را منهزم نمودند . قشتمر و پسرش در جنگ كشته شدند . زامل خود به دست خود آنها را كشته بود . زامل پس از اين قتل راه باديه در پيش گرفت به جاى او معيقيل بن فضل بن عيسى به حكومت رسيد . معيقيل در سال 771 يكى از ياران خود را فرستاد . و براى حيار بن مهنا امان طلبيد . سلطان امانش داد . حيار بن مهنا در سال 775 نزد سلطان رفت . سلطان از او راضى شد و او را به مقر امارتش بازگردانيد . حيار در سال 777 بمرد و برادرش قاره به جاى او قرار گرفت او در همان مقام ببود تا سال 781 كه درگذشت به جاى او معيقيل بن فضل بن عيسى و زامل بن موسى بن مهنا به شراكت هم زمام امور را در دست گرفتند ولى پس از يك سال هر دو معزول شدند و بصير بن حيار بن مهنا كه محمد نام داشت امارت يافت . او در اين عهد بر آل فضل و همه احياء طى امير است . و اللّه تعالى اعلم .
--> [ ( 1 ) ] متن : خيار .