ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

622

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

هيتوم در سال 669 درگذشت و پسرش لئون رسما به جاى او قرار گرفت و پادشاهى آن سامان در اعقاب او باقى ماند . ميان ايشان و تركان همواره به سبب همسايگيشان با حلب جنگ و ستيز بود . تركان پىدرپى لشكر به بلاد ايشان گسيل مىداشتند . تا آنگاه كه به صلح و پرداخت جزيه گردن نهادند . از سوى مغولان نيز شحنه‌اى با گروهى از لشكريان در آنجا اقامت داشت . اين شحنه از طرف شحنهء مغولان در بلاد روم معين شده بود . چون لئون درگذشت پسرش هيتوم بعد از او به جايش نشست . برادرش سنباط بر او بشوريد و خلعش كرد و به زندانش فرستاد و يك چشمش را ميل كشيد همچنين برادر كوچكشان يروس را نيز به قتل رسانيد . در عهد سنباط ( يا سنباد ) سپاهيان ترك از سوى الملك العادل كتبوقا به قلعهء حموض آمدند و چون ارمنها سنباط را ناتوان يافتند آهنگ قتل او كردند . او به قسطنطينيه گريخت . ارمنها برادرش رندين را به جاى او نشاندند . او با مسلمانان مصالحه كرد و مرعش و همهء دژهايى را كه بر كنار جيحان بود به مسلمانان داد و آن دژها را مرز دو كشور قرار دادند و سپاهيان از آنجا بازگشتند . سپس رندين برادر خود هيتوم يك چشم را در سال 669 آزاد كرد . هيتوم چندى با برادر بزيست . بناگاه آهنگ قتلش نمود . رندين به قسطنطينيه گريخت و هيتوم در سيس اقامت گزيد . هيتوم پسر برادر خود يروس مقتول را سمت اتابكى داد و دولتش در ميان ارمنها استقامت گرفت . هيتوم در واقعهء غازان با الملك الناصر محمد بن قلاون ، همدست غازان بود . ارمنها در بلاد اطراف دست به آشوب زدند و قلعه‌هايى را كه از دست داده بودند بازپس گرفتند . و تل حمدون را ويران كردند . چون الناصر مغولان را در سال 702 به هزيمت داد لشكر به بلاد ارمن فرستاد ، سپاهيان او آن قلعه‌ها در تصرف آوردند و حمص را گرفتند و سرزمين سيس را زير پى سپردند و بار ديگر بر آنان باژ و ساو نهادند . در سال 707 [ 1 ] نايب حلب قراسنقر المنصورى لشكرى با چهار تن از امرا به بلاد ارمن فرستاد . او نيز در سراسر آن بلاد كشتار و تاراج كرد . شحنهء مغول كه در سيس بود به نبرد بيرون آمد ، تركان ايشان را منهزم ساختند و اميرشان را كشتند و باقى را اسير كردند . سپاهيان مصر به سردارى بكتاش الفخرى امير سلاح از بقاياى مماليك بحرى ، در حركت آمدند و به غزه رسيدند . هيتوم از عواقب اين حادثه بترسيد و جزيهء سال 705 و سالهاى پيش از آن را گسيل داشت و از او خواست كه نزد سلطان شفاعت كند . او نيز شفاعت كرد . سلطان او را ايمنى بخشيد . شحنهء مغول در بلاد روم در اين عهد ارفلى ( ؟ ) بود و چون غازان [ 2 ] اسلام آورد او نيز اسلام

--> [ ( 1 ) ] متن : 607 . [ ( 2 ) ] متن : ابغا .